را دارد ، حافظ در اين باره گويد :
چاك خواهم زدن اين دلق ريايى چكنم * روح را صحبت ناجنس عذابى است اليم
عارف رومى نيز بر همين منوال سرودهاست :
در بدن اندر عذابى اى پسر * مرغ روحت بسته با جنس دگر
هر كه را با ضد وى بگذاشتند * اين عقوبت را چو مرگ انگاشتند
مرگ و زندگى
حكيمى گويد : برترين چيزها سه چيزند : زندگى ، ناتوانى زندگى ، بهتر از زندگى . زندگى در اساس پسنديدهاست . ضعف زندگى در ستايش خواهى است . بهتر از زندگى ، رضاى خدا و رضوان اكبر است .
بهترين كارها هم سه چيز است ، مرگ ، ضعف مرگ و بدتر از مرگ . مرگ در فقر است .
ضعف مرگ در نكوهش ناپسند است . و بدتر از مرگ ، خشم خداى متعال است .
نفس
حقيقت نفس همان چيزى است كه آدمى با واژه « من » به آن اشاره مىكند . در كتابهاى مشهور ، چهارده ديدگاه در بارهى نفس آمدهاست كه عبارت است از :
1 - هيكل محسوسى است كه از آن به بدن تعبير مىشود .
2 - مراد قلب يعنى همان عضو صنوبرى شكل گوشتى است .
3 - مراد دماغ يعنى مغز سر است .
4 - اجزايى غير قابل تجزيه در قلب است ، اين حرف نظام و پيروان اوست .
5 - اعضاى اصلى است كه از منى ايجاد شدهاست .
6 - مراد مزاج است .
7 - همان روح حيوانى است كه قريب به اين حرف سخن كسى است كه آن را جسم لطيف گفته است ، مانند جريان آب در گُل و روغن در كنجد .
8 - مراد آب است .
9 - مراد آتش و حرارت غريزى است .
10 - مراد نَفَس است .
11 - خداى متعال است .
12 - اركان اربعه است .