تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 729

مساهمون:

ص٧٢٩
تو خيره كرده‌ام و در پى اعمالم روان شده‌ام و تمام مردم از من دورى جسته‌اند به من رحم نما . آرى ، پدر و مادرم و جميع هستى من فداى تو . اگر تو مرا نبخشى چه كسى در وحشت قبرم مرا ببخشد ؟ و چه كسى هنگام همراه شدن با عملم ، زبانم را به سخن آورد ؟ زمانى كه از من چيزى مىپرسند كه تو از من با آن آگاه‌ترى . اگر بگويم من انجام داده‌ام ، چگونه از عدالت تو فرار كنم ، و اگر بگويم من انجام نداده‌ام ، به من گويى : آيا من شاهد عمل تو نبوده‌ام ! پس درخواست عفو از تو دارم اى مولاى من ، قبل از اينكه در جهنم بر من لباسهاى آتشين بپوشانند . پس درخواست عفو از تو دارم قبل از اينكه دستهايم به گردن بسته شود . اى بزرگترين رحم كنندگان و اى بهترين بخشندگان . حافظ
هاتفى از گوشه‌ى ميخانه دوش * گفت ببخشند گنه مى بنوش عفو الهى بكند كار خويش * مژده رحمت برساند سروش اين خرد خام به ميخانه بر * تا مى لعل آوردش خوش به‌جوش گرچه وصالش نه بكوشش دهند * آنقدر اى دل كه توانى بكوش رندى حافظ نه گناهى است صعب * با كرم پادشه جرم پوش
*
ترا چنان كه تويى هر نظر كجا بيند * به قدر بينش خود هر كسى كند ادراك
*
اى در اين خوابگه بيخبران * بى خبر خفته چو كوران و كران سر برآور كه در اين پرده سراى * مىرسد بانگ سرود از همه جاى بلبل از منبر گل نغمه نواز * قمرى از سر و سهى زمزمه ساز بانگ برداشته مرغ سحرى * كرده بر خفته دلان نوحه گرى چرخ در گردش ازين بانگ و نوا * كوه در رقص ازين صوت و صدا هيچ از جاى نمىخيزى تو * اللَّه اللَّه چه گران خيزى تو ساعتى ترك گران جانى كن * شوق را سلسله جنبانى كن بگسل از پاى خود اين لنگر گل * گام زن شو بسوى كشور دل