ضرب المَثل
يكى از ضرب المثلها اين است كه مىگويند : الحديث ذوشجون ، يعنى سخن شاخ و برگ دارد . اين ضرب المثل را جايى به كار مىبرند كه سخنى موجب سخن ديگر شود ، مانند ضرب المثل الكلام يجرّالكلام . ريشهى اين ضرب المثل اين است كه ضبة بن ادو ، دو فرزند بنام سعد و سعيد داشت . آن دو به سفرى رفتند ، سعد از دنيا رفت و سعيد بازگشت . در يكى از ماهاى حرام پدر براى جستجو از پسرش با حارث بن كعب از شهر بيرون رفت . در بين سفر در حال گفتگو بودند كه به مكانى رسيدند . حارث گفت : در اين مكان جوانى با چنين اوصافى ديدم و او را به قتل رساندم و اين شمشير اوست . ضبة گفت : ببينم شمشير را . حارث شمشير را به او داد و آن شمشير پسرش سعد بود . ضبة گفت : سخن شاخ و برگ دارد ، و حارث را به قتل رساند . مردم او را ملامت كردند كه حرمت ماه حرام را نگه نداشتهاست . ضبة گفت : شمشير جدل پيش دستى كرد .
آذرى
عشقبازان كه تماشاى نگار انديشند * ننگشان باد اگر زآنكه زعار انديشند
كسوت مردم عيار بر آن قوم حرام * كه در انديشه گنج اند و زمار انديشند
آذرى از گل اين باغ ببويى نرسند * نازكانى كه ز آزردن خار انديشند
غم
شاعر گفته است : اگر غم من موجب شادى شماست ، بهخاطر سرور شما ، به حزن خود خشنود هستم .
لئن سركم انى حزنت فاننى * رضيت بحزنى رغبة فى سروركم
مراتب نفس
اگر نفس انسان مسخر قواى حيوانى وى باشد . همان نفس اماره است كه به لذتها و شهوتهاى حسى فرمان مىدهد . و قلب را به سوى پستىها و اعمال ناشايست سوق مىدهد . خدا مىفرمايد :
إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ
« 1 » ، ولى اگر نفس بر قواى حيوانى حاكم باشد و مطيع قواى روحانى باشد ، اخلاق پسنديده در او رسوخ مىنمايد ؛ چنين نفسى ، نفس مطمئن است كه بسوى عالم قدس در حركت است و از بدىها پيراسته بوده و به
هامش
( 1 ) - يوسف ، 53 .