حضرت رفيع الدرجات مشتاق است . به طورى كه وى او را مورد خطاب قرار مىدهد كه
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي
« 1 »
.
اگر هيچكدام از اخلاق نيك و بد ، ملكهى نفس نشدهباشد ، گاهى به سوى خير و گاهى بسوى شر متمايل مىشود . اگر بسوى شر برود ، خود را ملامت مىكند و نفس لوامه مىشود كه از نورى به اندازه تنبه وى از غفلت حاصل شدهاست . وى به اصلاح حال خود مىكوشد و به جانب ربوبيت و حقيقت حركت مىكند . حال اگر به ملاحظه سنخيت اوليه مرتكب خطا شود ، بهخاطر نور تنبه انابه و طلب آمرزش مىكند و بسوى همان نور مىرود . بههمين خاطر است كه خدا به آن سوگند ياد كردهاست .
وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ
« 2 »
.
حافظ
در خرقه چو آتش زدى اى سالك عارف * جهدى كن و سرحلقهى رندان جهان باش
دعاى حزين
مصباح المتهجد آوردهاست : امام سجاد عليه السلام در مناجات با خدا بعد از نماز شب مىفرمود :
با تو نجوى كنم اى موجود در هر مكان ، شايد صدايم را بشنوى ، گناهم بسيار و حيائم اندك شده . اى مولاى من ، اى مولاى من ، چه را به خاطر آورم و چه را فراموش كنم . اگر چيزى جز مرگ نبود ، كافى بود ؛ در حالى كه بعد از مرگ غمهاى بزرگى دارم .
اى مولاى من ، اى مولاى من ، تا كجا و تا كى بگويم ، چه بسا پىدرپى مرا عتاب كنى و نزد من راستى و وفا نيابى . پس فرياد ، فرياد ، بسوى تو اى خدا از هواى نفْسم كه بر من چيره شده و از دشمنى كه دائماً بر من تعدى مىكند و از دنيايى كه خود را براى من آرايش كرده و از نفس اماره كه اگر پروردگارم رحم نكند به بدى فرمانم دهد .
اى مولاى من ، اى مولاى من ، اگر مثل مرا بخشيدى مرا هم ببخش . و اگر مثل مرا قبول كردى مرا هم قبول نما .
اى كسى كه ساحران درگاه فرعون را پذيرفتى مرا نيز بپذير ، اى كسى كه از ازل بوده آيا از من خوبى ديدهاى ؟
اى كسى كه صبح و شام مرا روزى مىرسانى ، روزى كه تنها بسوى تو مىآيم و چشمها به
هامش
( 1 ) - فجر ، 27 تا 30 .
( 2 ) - قيامت ، 2 .