هركس در ادعايش از سلطان كمك بگيرد ، بايد نزد قضاة شياطين برود .
غضب و حزن
از ابنعباس در بارهى غضب و حزن سؤال شد كه كدام بدتر هستند ؟ ابنعباس گفت :
جاى آنها يكى و الفاظشان مختلف است . هركس با ناتوانى نزاع كند ، بر او چيره مىشود آن را غضب گويند و كسىكه با توانمندى نزاع كند ، نزاع را كتمان كند و آن را حزن نامند .
خواست خدا
انوشيروان به يكى از دشمنان خود كه بر او چيره شده بود گفت : سپاس خداى را كه بر تو پيروزم كرد . دشمنش گفت : خدا را كافى است كه برابر با خواستههاى خود به تو مرحمت كند .
عدل و احسان
مردى خطايى كرد و او را نزد منصور آوردند . منصور دستور قتل او را صادر كرد . آن مرد گفت : خدا به عدل و احسان فرمان مىدهد . اگر با ديگران به عدل رفتار كردهاى با من به احسان رفتار كن ، منصور دستور آزادى او را داد .
اقرار به كفر
هارون الرشيد به مردى كه او را به كفر متهم مىكردند ، گفت : به تو چنان مىزنم تا اقرار كنى . مرد گفت : اين خلاف دستور خداست . خدا فرمان داده مردم را بزنيد تا ايمان آورند و تو مرا مىزنى كه به كفر اقرار كنم . هارون او را بخشيد .
افتخار ، كبر
امام سجاد عليه السلام مىفرمايد : هيچكدام شما بر كسى افتخار نكند ، همه بندهايد و مولى يكى است .
ريا
از حكيمى پرسيدند : چيزى كه نبايد گفته شود كدام است ؟ حكيم گفت : انسان كار نيك خود را بگويد .
شوخى
حكيمى گويد : مزاح شخصيت انسان را بر باد مىدهد .
سكوت
حكيمى گويد : ارزش سكوت را به گفتار خود از رونق نينداز .