*
زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نيست * در حق ما هر چه گويد جاى هيچ اكراه نيست
بر در ميخانه رفتن كار يك رنگان بود * خود فروشان را بهكوى مى فروشان راه نيست
هر كه خواهد گو بيا و هركه خواهد گو برو * كبر و ناز و حاجب و دربان در اين درگاه نيست
هر چه هست از قامت ناساز بىاندام ماست * ورنه تشريف تو بر بالاى كس كوتاه نيست
قناعت
حكيمى گويد : قناعت پيشه ، عزت دنيا و ثواب آخرت دارد .
نااميدى
همچنين گويد : نااميدى ، بيچاره را عزيز و امير را بيچاره كند .
قناعت ، رضا
همچنين گويد : قناعت حاكمى پنهان است و رضا به قضاى خدا آسايش زندگى است .
اسلام زرتشتى
يك زرتشتى مسلمان شد . گفتند : اسلام را چگونه ديدى ؟ گفت : دين عجيبى است .
واردش شود سر آلت او را مىبرند و چون خارج شود سرش را قطع مىكنند .
كفو در ازدواج
يكى از اشراف مدينه به خواستگارى يتيمهاى رفت كه ابنعباس او را بزرگ كردهبود . ابن عباس گفت : اين دختر لياقت همسرى تو را ندارد ، خواستگار علت را جويا شد . عباس گفت :
دزدى مىكند ، چشم چران است ، بد دهان است ، مرد گفت : من او را با همهى اين اوصاف به همسرى خود قبول دارم . ابنعباس گفت : اينكه تو لياقت او را ندارى .
جامى
شد خاك قدم طوبى آن سرو سهى قد را * ما اعظمه شأناً ما ارفعه قدرا