تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 719

مساهمون:

ص٧١٩
دنيا ز تو رفته و ترا دعوا ترك * گنجشك پريده را چو آزاد كنى
كمال اسماعيل
بافاقه و فقر همنشينم كردى * بى مونس و بى يار غمينم كردى اين مرتبه‌ى مقربان در تست * آيا بچه خدمت اين چنينم كردى
نظامى
بچشمى ناز بىاندازه كردن * بديگر چشم عهدى تازه كردن عتابش گر چه مىزد شيشيه بر سنگ * عقيقش نرخ مىپرسيد در جنگ دو شكر چون عقيق آب داده * دو گيسو چون كمند تاب داده خم گيسويش آب از دل كشيده * به گيسو سبزه را بر گل كشيده شده گرم از نسيم مشك تيزش * دماغ نرگس بيمار خيزش
امير خسرو دهلوى
چه خوش باشد در آغاز جوانى * دو دلبر را به هم سوداى رسانى ( جانى ) گه از ابرو عتاب آغاز كردن * گه از مژگان بيان راز كردن گهى از دور باش غمزه راندن * گهى از گوشه‌هاى چشم خواندن فشرده عشق در دلها قدم سخت * خرد برده به صحراى عدم رخت درون جان خيال زلف بالا * چو دزد خانگى جاسوس كالا مىتلخ است جور گل‌عذاران * كه هر چندش خورى باشد گواران

ملكه ، حق اليقين

برخى از حكيمان برآنند كه فاعل افعال نباتى و حيوانى چون تغذيه ، نمو و تصوير و غير اينها در نبات و حيوان ، جوهر لطيف روحانى است كه از سوى خداى فياض مأمور است آن افعال خاص را انجام دهد . در شريعت از آن تعبير به ملكه مىشود . اين نظر اشراقين و غزالى است . يكى از محققين مىگويد : به جانم اين همان حق اليقين است . حافظ
بيا كه قصر امل سخت سست بنياد است * بيار باده كه بنياد عمر بر باد است غلام همت آنم كه زير چرخ كبود * ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است