تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 716

مساهمون:

ص٧١٦
وارد در معركه باش ، يا سگى نگهبان باش و هرگز انسان ناقص نباش كه بهره‌اى ندارى .

عيبجويى

مردى قبيله‌ى عربى بيابانى را مورد سرزنش قرار داد و گفت : طايفه‌ى تو بىاعتبارند . عربى گفت : بلى قوم من مايه‌ىننگ من هستند ولى تو خودت مايه‌ى ننگ قومت هستى .

معاد جسمانى

غزالى به بوعلى سينا ، نفى معاد جسمانى را نسبت داده‌است در حالى كه شيخ در آخر شفا و نجاة به حشر اجساد پرداخته‌است . يكى از محققان اخير مىگويد : چون شيخ قائل به ازلى بودن عالم و ابدى بودن آن است و قول به معاد جسمانى با اين نمىسازد ، از اين‌رو اين قول را به او نسبت داده‌است . البته اين حرف اشكالاتى دارد . حافظ
دست در حلقه‌ى آن زلف دو تا نتوان كرد * تكيه بر عهد تو و باد صبا نتوان كرد غيرتم گشت كه محبوب جهانى ليكن * روز و شب عربده با خلق خدا نتوان كرد من چه گويم كه ترا نازكى طبع لطيف * تا به حدى است كه آهسته دعا نتوان كرد
*
باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است * شمشاد سايه پرور من از كه كمتر است از آستان پير مغان سر چرا كشم * دولت در اين سرا و گشايش در اين در است در كوى ما شكسته دلى مىخرند و بس * بازار خود فروشى از آن سوى ديگر است يك قصه بيش نيست غم عشق و اين عجب * كز هر كسى كه مىشنوم نامكرر است ما آبروى فقر و قناعت نمىبريم * با پادشه بگوى كه روزى مقدر است اى نازنين پسر تو چه مذهب گرفته‌اى * كين خون ما حلال‌تر از شير مادر است
*