عارفى كو كه كند فهم زبان سوسن * تا بپرسد كه چرا رفت و چرا باز آمد
*
نهم بر زخم پيكانش دمادم مرهمى ديگر * كه بهر تير ديگر زندهباشم يك دمى ديگر
دانش طبيعى و متكلمان
هر قدر دانشمندان در علوم رياضى بيشتر تلاش كردهاند . دانشمندان گذشتهى اين علم اعتبار بيشترى يافتهاند و اين بر خلاف دانش طبيعى است كه دانشمندان گذشته اين علم اعتبارى ندارند ، زيرا بيشتر دلايلشان مخدوش است . متكلمان هم تلاش خود را به كار گرفتهاند كه ضعف كلام آنها را آشكار كنند . بطورى كه برهانهاى طبيعيان با مناقشه و اعتراضهاى وارده بر آنها متزلزل شدهاست . ولى سزاوار به حال متكلمان اين است كه از نقض دلائل آنها دست بردارند و تنها تا آن مقدار مخالفت كنند كه نظر طبيعيون مخالف شريعت مطهر باشد و ساير مطالب آنان مورد خدشه قرار ندهند و از سوى خود مطالبى را نياورند كه خودشان از اثبات آن عاجز باشند . مثلًا در بارهى تركيب جسم از هيولا و صورت ، گفتهاند جسم از اجزاى غير قابل تجزيه تركيب شدهاست و براى اثبات اين حرف دلائلى آوردهاند كه هيچ بيمارى را شفا نمىدهد و تشنهاى را سيراب نمىكند . اگر متكلمان به بيان نقص دلائل اثبات هيولا مىپرداختند بهتر بود ، و كلامشان در نفوس جاى مناسبتر مىگرفت و البته خدا به راه صواب توفيق دهد .
دوَران فلك
محى الدين در فتوحات مكيه آوردهاست : فلك ثوابت در مدت بيست و سه هزار و صد و شصت و هفت سال ( 23167 ) ، دور خود را به پايان مىبرد . اين مقدار كمتر از نظريه بطلميوس است كه او دوران فلك را در سى و شش هزار سال مىدانست .
ابناعلم و محقق طوسى آن را بيست و پنج هزار و دويست سال گفتهاند .
جفر
جفر ، بيست و هشت جزء است و هر جزيى بيست و هشت صفحه است و هر صفحهاى بيست و هشت سطر است و هر سطرى بيست و هشت بيت و هر بيتى از چهار حرف درست شدهاست . حرف اول به تعداد اجزاء و حرف دوم به تعداد صفحات و حرف سوم به تعداد سطرها و حرف چهارم به تعداد بيوت است . پس مثلًا اسم جعفر كه از چهار حرف درست شدهاست را مىتوان در خانه بيستم از سطر هفدهم از صفحه شانزدهم از جزء سوم يافت .