گويم
از قصهى من روايتى مىشنوى * از سوز دلم حكايتى مىشنوى
كمال عقل
در حديث آمدهاست : كمال انسان در كمال عقل اوست ، چرا كه جهنميان نمىگويند اگر روزه مىگرفتيم و نماز مىخوانديم و حج مىكرديم جهنمى نبوديم ، بلكه مىگويند : اگر مىشنيديم و تعقل مىكرديم ، جهنمى نبوديم .
لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ
« 1 »
.
انواع فقر
نجم الدين كبرى مىگويد : فقر بر سه قسم است : نياز به خدا ، نياز به خدا و غير خدا ، نياز به غير خدا . رسول خدا صلى الله عليه و آله به بخش اول اشاره كرده و مىفرمايد : فقر افتخار من است
الفقر فخرى
و به دومى اشاره مىكند و مىفرمايد : فقر نزديك است به كفر برسد
كان ان يكون الفقر كفرا
و به سومى اشاره كرده و مىفرمايد : فقر نشانهى سياهى صورت در دنيا و آخرت است .
الفقر سواد الوجه فى الدارين .
سوادالوجه به معناى متعارف است نه معنايى كه نزد صوفيه متصور است و آن به معناى فناى در خداست به حدى كه وجود ظاهرى و باطنى براى سالك باقى نباشد . چنين فنايى در نظر آنها فقر حقيقى است . عارف كاشانى در اصطلاحات به آن پرداخته و ما هم در جلد اول كشكول به آن اشاره كردهايم . البته ممكن است سخن پيامبر را به اين معنا گرفت كه مراد از سواددارين ، فقر كامل است .
گويند
شاها ملكا ، قد فلك را * جز بهر سجود خم نكردى
بر من كه پرستشت بكردم * ور نا كردم ستم نكردى
آن چيست كه از بدى نكردم * وان چيست كه از كرم نكردى
گفتى كه دهم سزاى جرمت * چون وقت رسيد هم نكردى
كمال اسماعيل
تا با لب تو لبم هم آواز نشد * واندر ره وصل با تو دمساز نشد
هامش
( 1 ) - ملك ، 10 .