دعاى پارسا
زاهدى به پيرزن آسيابانى گفت : گندم مرا آرد كن و الا نفرين مىكنم الاغ تو ، سگ شود .
پيرزن گفت : الاغ مرا رهاكن و دعا كن گندم خودت آرد شود .
على بن عيون
صاحب الكامل فى التاريخ در حوادث سال 489 مىنويسد : در اين سال شش ستاره در برج حوت جمع شده بودند . ستاره شناسان گفتند : طوفانى چون طوفان نوح در راه است .
مستظهر ، خليفه وقت ، ناراحت شد و ابنعيون منجم را بحضور خواست و جريان را از او پرسيد . ابنعيون گفت : در زمان نوح هفت ستاره در برج حوت جمع شده بودند و اينك زحل بيرون است . اين وضعيت نشان مىدهد يكى از شهرها در آب غرق مىشود . مستظهر براى بغداد كه جمعيت زيادى داشت و مجاور دجله بود ترسيد و دستور تخليه شهر داد . در همان سال در راه بازگشت حاجيان در درهى مناقب باران شديدى درگرفت و همه را جز كسانى كه به كوه پناه جسته بودند غرق كرد ، اموال و حيوانات نيز همه از بين رفت . خليفه بهخاطر پيشگويى زيباى على بن عيون از او تشكر كرد و خلعتى فاخر به او عطا نمود .
دانش خدا
ملىها و حكيمان معتقدند ، علم خدا به كلى و جزيى احاطه دارد ؛ نه اين گونه كه صورتى از معلوم در ذات او مترسم باشد ، بلكه اين علم از نوع علم حضورى است و اشياء نزد او حاضر هستند . اشكال مشهورى اينجا مطرح است و آن اينكه : بايستى معدومات و ممتنعات نيز نزد او حاضر باشند ، اين اشكال سختى است . واقعيت اين است كه ما مىدانيم خدا عالم به همه چيز است چرا كه همه مخلوق او هستند ولى ما از كيفيت آن علم بىخبريم . كسى نمىتواند از جهل به اين علم استنكاف ورزد . چون علم خدا عين ذات خداست ، آيا كسى مىتواند خدا را درك كند ؟
نهايت اينكه علم خدا به معلوماتش منطوى در علم به ذات اوست و ما چون از تعقل به ذات او عاجز هستيم ، راه به سوى فهم دانش هم مسدود است و بين ما و اين موضوع هزاران حجاب واقع است .
ابونصر و ابوعلى و بهمنيار نيز به اين موضوع اشاره كردهاند .
ديوانه واقعى
كسى بر رسول خدا صلى الله عليه و آله گذشت . به پيامبر گفتند : اين ديوانه است . پيامبر فرمود : مجنون