تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 685

مساهمون:

ص٦٨٥

جوانمرد

گروهى به حضور عمربن عبدالعزيز آمدند . جوانى از آنها به سخن آمد . عمر گفت : بزرگسال‌ترين شما سخن بگويد . جوان گفت : قريش از تو بزرگسال‌تر داشتند ، چرا تو را به خلافت برگزيدند . عمر گفت : سخن بگو اى جوانمرد .

حديث مسند

فقيهى حديثى نوشت و اسناد آن را ننوشت . گفتند : چرا مسند ننوشتى ؟ گفت : براى عمل نوشتم نه براى فروش .

يزيد بن عبدالملك

در شرح حمامه آمده‌است : يزيدبن عبدالملك عشق بسيار زيادى به كنيزش حبابه داشت . مىگفت : گويند : روزگار روزى راحت را براى كسى نگذاشته‌است هر وقت من با حبابه خلوت كردم ، خبر مملكت به من ندهيد تا از خلوت خود لذت ببرم . به حبابه گفت : جام شرابم ده و برايم بخوان . خلوت گوارايى داشت ، حبابه دانه‌اى انار به دهان گذاشت و در گلويش گير كرد و راه نفس او بسته شد و از دنيا رفت . يزيد بر او ناله‌اى بزرگ سر داد بطورى كه نزديك بود به هلاكت رسد ، و مانع تجهيز و تدفين او شد ، بزرگان قريش نزد او آمدند و او را ملامت كردند و گفتند : اين مردار است و رها ساختن و دفن نكردنش زشت است . او اجازه دفنش داد ، و پشت سر جنازه راه افتاد . او را در لحد گذاشت و بر لب قبر نشست و نوحه سرايى مىكرد ، پس از اينكه از قبر جدا شد باز به سوى قبر اشاره كرد و نوحه سرايى كرد . گفته شده بيش از پانزده شب بعد از او زنده نبود و از دنيا رفت .

صفات خدا

محقق طوسى در شرح رسالةالعلم گويد : نيكو گفته دانشمندى از خاندان پيامبر يعنى محمدبن على الباقر عليه السلام كه : خدا را عالم و قادر گويند چون دانش را به علماء و قدرت را به قادرين هبه كرده‌است . هر چيزى كه با دقيق‌ترين معانى به خيال خود تميز دهيد ، مخلوقى مانند شماست و بسوى شما مىآيد و خدا بخشنده زندگى و مرگ است . ممكن است مورچه‌اى ريز چنين تصور كند كه خدا دو شاخ دارد ، كه دانستن آن كمال و اگر ندانسته‌باشد نقصان است . عقلاء نيز چنين هستند در آنچه كه خدا را توصيف مىكنند .

وزن طلا و نقره

ابن هيثم در تلخيص رساله مانالاوس مىنويسد : اگر جواهر مختلفى با هم مخلوط شدند ،