تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 678

مساهمون:

ص٦٧٨
آن لباسها براى مناجات با پروردگارم است .

كار رقاصه

مردى كنيز رقاصه‌اى خريد . از او پرسيد : كار دست هم دارى ؟ گفت : نه كار من با پاست .

سند حكايت

اصمعى برخى حكايت‌ها را خودش درست مىكرد و به عرب نسبت مىداد و براى خشنود كردن هارون الرشيد به او اطلاع مىداد . در كتابى تاريخى ديدم كه روزى هارون الرشيد خيلى نگران بود ؛ اصمعى وارد شد و هارون به او گفت : حكايتى را كه ديده‌اى نقل كن . اصمعى داستان خنده‌دارى نقل كرد و هارون خيلى خنديد و سپس پرسيد : از چه كسى اين حكايت را نقل كردى ، اصمعى گفت : از بين دو در .

نشاط ، روزى

حكماء گويند : نشاط گوينده به اندازه فهم شنونده‌است . گسترش اخلاق موجب وسعت روزى است . ماهر بودن جزء روزى انسان است . عارف رومى در همين باره مىگويد :
اين سخن شيريست در پستان جان * بىكشنده شير كى گردد روان

زن بردبار

محمد بن ابراهيم موصلى گويد : در سفرى به قبيله‌اى عربى وارد شديم . مردى زشت صورت و چپ‌چشم با ريشى سفيد و بلند ، زنش كه رخسارى چون ماه شب چهارده داشت كتك مىزد . خواستم مانع او شوم . زن گفت : او را به حال خود بگذار . او كار نيكى كرده و من گناهى كرده‌ام . خدا مىخواهد مرا ثواب كار نيك وى و او را جزاى كار بد من قرار دهد .

شهوت قارى

به يكى از قاريان گفتند : چرا شما خيلى شهوت داريد ؟ وى پاسخ داد كه : چون خدا مىخواهد زنانمان عفيفه بمانند .

چاره رياست

ذوالرياستين به ثمامه گفت : از زيادى مراجعان و حاجت خواهان به تنگ آمده‌ام . ثمامه به او گفت : از اين كار بر كنار شو تا كسى به تو رجوع نكند . ذوالرياستين گفت : راست گفتى ، چاره‌اش اين است و پس از آن به شدت حوائج را رسيدگى مىكرد .