قصر ، گوهرهاى گرانبها نثار عروس و داماد مىكردند . مأمون به آن گوهرهاى پراكنده نگريست آن منظره زيبا به نظرش رسيد و گفت : خدا خير دهد به ابونواس ، مانند اينكه اين منظره را ديده كه سرودهاست : حبابهاى كوچك و بزرگ ( بر ظرف شراب ) مانند سنگريزه هايى است از طلا بر زمين .
كان صغرى و كبرى من فواقعها * حصباء در على ارض من الذهب
نيز گويند غلامان بهشتى تشبيه شدهاند به دُرهايى كه تازه از صدف خارج شدهاند . چون زيباتر و بيشترين آب را دارد . تا اينجا سخن كشاف بود .
ابونواس بسيار بسيار زيبا آن بيت را سرودهاست ، مگر اينكه به نظر برخى حاذقان ادب ، اشتباهى دارد و آن اين است كه فعلى مؤنث افعل است ، و بدون لام و اضافه به كار نمىرود ، اين ايراد را ابناثير در المشعل السائر از وى گرفتهاست .
حق مؤمن ، انفاق
كلينى از ابان بن ثعلب نقل مىكند كه : به امام صادق عليه السلام عرض كردم : حق مؤمن چيست ، فرمود : اى ابان از آن دست برادر . ابان مىگويد اصرار كردم تا بفرمايد و او فرمود : حق مؤمن اين است كه نيمى از مال خود را به او ببخشى . سپس به من نگاهى كرد و ناراحتى مرا متوجه شد و فرمود : اى ابان مگر نمىدانى خدا ايثارگران بر خودشان را تمجيد كردهاست ؟
گفتم : فدايت شوم بلى . فرمود : وقتى تو ، نصف مال خود را به او دادى ، ايثار نكردى ، بلكه تو و او يكسان هستيد ، و ايثار آن است كه نصف ديگر را هم به او بدهى .
انكار معاد
كسانى كه معاد را نپذيرفتهاند ، تنها دليلشان اين است كه بعيد است اجزاى كوچك را پس از اينكه پراكنده شد ، مخصوصاً زمانى كه رگ و پى از هم جدا شده و در جاهاى دور متفرق گشته و هر ذرهاى از آن در مكانى قرار گرفته ، زنده شود .
در پاسخ اين اشكال بايد گفت : مگر نمىدانى كه : منى ، مازاد از هضم چهارم است ، كه به صورت ريزهى باران به اطراف اعضا پراكنده شده و قوهى شهوى آنها را جمع مىكند و در ظرف منى قرار مىدهد .
مگر نمىدانى كه : اين منى از غذاهايى است كه از عناصر مختلفى بدست آمده و در اطراف عالم پراكنده شدهاست ؟
هر كس اين ذرات دور از هم را جمع كند ، توان جمع اجزاء بدن را پس از تفرقه دارد . خدا