روانهاش كرد .
پند
امام على عليه السلام به هنگام تلاوت اين آيه :
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ
« 1 » ، فرمودند :
اين آيه كوبندهترين دليل در برابر شنونده ، و قطع كنندهترين عذر شخص مغرور است . همو كه جهالت و نادانيش او را خوشحال ساختهاست . مىفرمايد : اى انسان ! چه چيز تو را بر گناه جرئت داده ؟ و چه چيز تو را در برابر پروردگارت مغرور ساخته ؟ و چه چيز تو را بر هلاكت خويشتن علاقمند نمودهاست ؟ مگر اين بيمارى تو بهبودى نمىيابد ؟ و يا اين خوابت بيدارى ندارد ؟ چرا همانگونه كه به ديگرى رحم مىكنى ، به خودت رحم نمىكنى ؟ تو كه هرگاه كسى را در دل آفتاب سوزان بيابى ؛ بر او سايه مىافكنى ، و هرگاه بيمارى را ببينى كه سخت ناتوان گشته از روى رحم بر او مىنگرى ، پس چه چيز تو را بر اين بيماريت شكيبايى بخشيده ؟ و بر اين مصائبت صبور ساخته ؟ و چه چيز تو را از گريه بر خويشتن تسلى داده ؟
در حالى كه هيچ چيز براى تو عزيزتر از خودت نيست ؛ و چگونه ترس از فرود آمدن بلا ، شب هنگام تو را بيدار نكرده ؟ با اينكه در درون معصيت و گناه غوطه ورى و در زير سلطه و قدرت خداوند قرار دارى . بيمارى خود را با داروى تصميم و عزم راسخ مداوا كن و اين خواب غفلتى كه چشمت را فرا گرفته با بيدارى بر طرف ساز . بيا مطيع خداوند شو و به ياد او انس گير . خوب تصور كن كه هنگام روى گردانيدنت از خدا ، او با دادن نعمت به تو روى مىآورد و به عفو و بخشش خويش دعوتت مىكند و تو را در زير پوشش فضل و بركات خود قرار مىدهد . ولى در عين حال تو همچنان به او پشت كرده و به ديگرى روى مىآورى . بلند مرتبه باد خداوندى كه با اين قدرت عظيم ، كريم است و اما تو با اين ضعف و حقارت چه بر معصيت او جرئت ورزيدهاى ، در صورتى كه تو در كنف نعمتش قرار دارى و در فراخناى فضل و رحمتش در حركتى . اما او فضل خويش را از تو منع نكرده و پردهى گناهانت را ندريدهاست ؛ بلكه حتى يك چشم برهم زدن از دائرهى لطفش بيرون نبودهاى ، يا در نعمتى قرار دارى كه به تو بخشيده ، يا در گناهى كه از آن پرده پوشى كرده و يا بلا و مصيبتى كه از تو بر طرف ساختهاست . بنگر اگر از در اطاعتش در مىآمدى ديگر چگونه بود ؟
سوگند به خدا اگر اين وضع بين دو تن كه در نيرو و توان مساويند وجود داشت ، تو
هامش
( 1 ) - انفطار ، 6 .