آنچه در آن ظاهر شود در آخرت آشكار مىگردد و البته كمتر كسى از آن بهرهمند مىشود بر خلاف اولى . بههمين جهت بيشتر مشاهدات در برزخ اولى ديده مىشود و حوادث دنيوى در آن قابل رؤيت است ولى از احوال مردگان كه با برزخ دوم هستند كسى اطلاعى ندارد .
گويند
بود نور خرد در ذات انور * بسان چشم سر در چشمهى خور
اگر خواهى كه بينى چشمهى نور ( خور ) * ترا حاجت فتد با چشم ديگر
چه چشم سر ندارد طاقت و تاب * توان خورشيد تابان ديدن در ( ديد از ) آب
چو از وى روشنى كمتر نمايد * ترا ادراك آن دم مىفزايد
چو مبصر از بصر نزديك گردد * بصر زادراك او تاريك گردد
ندارد ممكن از واجب نمونه * چگونه داندش آخر چگونه
انواع غذا
قرشى گويد : حرارتى كه موجب مىشود غذا خوردنى شود ، يا با طعام ملاقات كرده و يا نه .
اگر آتش با غذا ملاقات كند ، يا هوايى است كه آن را هوانى گويند و يا زمينى است مثل زغال آتش گرفته ، كه تكبيب گويند . ولى اگر آتش با غذا ملاقات نكرد ، پايين آن واسطهاى چون قابلمه است ، اگر آتش تا وسط طعام نفوذ كند ، و چيز ديگرى همراه آن نباشد ، قلى گويند و اگر مثلًا روغن همراه آن باشد ، تطجين نامند و اگر با آب پخته شود طبخ گويند .
دنيا
عارفى گويد : دنيا را براى سه چيز مىطلبند ، ثروت ، عزت ، راحتى . هركه از دنيا پرهيز كند ، عزت يابد . آنكه از آن قناعت ورزد ثروتمند شود و هركه براى دنيا كمتر تلاش كند راحتى يابد .
دنيا و آخرت
در تفسير كشاف ذيل آيه
. . . قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا . . .
« 1 » آمدهاست : هركس از رنج لحظهاى خود را حفظ كند و بهخاطر اين كار در رنج دائمى گرفتار شود ، نادانتر از هر نادانى است .
راهزن بردبار
عمر بن قطن بن نهشل دارمى ، زمانى طولانى به گلههاى نعمان بن منذر دستبرد مىزد .
هامش
( 1 ) - توبه ، 81 .