اذا لم تكن حاجاتنا فى نفوسكم * فليس بمغن عنك عقد الرتائم
از يكى از شعراى فارس زبان نيز در معناى بستن رتيمه چيزى بهخاطرم رسيد .
نگردد تا فراموش آنچه گفتى دردمندان را * بر انگشت تو مىخواهم كه بندم رشتهى جان را
مصيبت پيامبر
آمدهاست : فاطمه عليها السلام ، مشتى از خاك قبر پيامبر برگرفت و بر چشمانش گذاشت و گفت :
هر كه خاك قبر احمد بويد بر اوست در عمر خود هيچ بوى خوشى نبويد . اين مصيبت اگر بر مصيبتها بيايد مانند اين است كه اگر روزها بريزد ، شب شود .
ماذا على من شتم تربة احمد * ان لا يشم مدى الزمان غواليا
صبت على المصائب لو انها * صبت على الايام صرن لياليا
صلوات بر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و ابراهيم عليه السلام
از شيخ نجم الدين پرسيدند : وجه شبه در اين صلوات چيست كه مىگويند : اللهم صل على محمد و آل محمد كما صليت على ابراهيم و آل ابراهيم ؟ چون از اين عبارت چنين برمى آيد كه خدا بر پيامبر اسلام و خاندان او درودى بفرستد كه بر ابراهيم و فرزندان او فرستادهاست و اين نشان دهنده برترى مرتبه ابراهيم و فرزندان آنهاست .
شيخ پاسخ داد : مراد اين صلوات اين نيست كه محمد و فرزندان او را به ابراهيم و فرزندان او ملحق كنيم تا آن درجه را بيابند كما اينكه برخى تصور كردهاند ، بلكه مراد اين است كه به پيامبر و خاندان او هرچه استحقاق اجلال دارد مرحمت كند ، چنانچه اين اجلال را به ابراهيم و خاندان او عطا كردهاست ، پس در واقع درخواست از خدا اين است كه آنچه حق پيامبر اسلام و آل اوست به آنان عطا شود و چيزى فروگذار نگردد . هرچند در رتبه از ابراهيم و خاندان او بالاتر باشند . مانند اين كلمات بين ما زياد است . مثلًا كسى به ديگرى كه لباسى مىپوشاند يا نعمتى مىدهد ؟ مىگويد : با اين بنده چنان رفتار كردى كه با فلان كس كردى ، اينجا بحث فضيلت اولى بر دومى و يا دومى بر اولى نيست . و چه بسا دومى استحقاق بيشترى نسبت به اولى داشتهباشد .
سعدى
بفتراك پاكان درآويز چنگ * كه عارف نداند ز در يوزه ننگ
برو خوشه چين باش سعدى صفت * كه گرد آورى خرمن معرفت