*
دلم بكوى تو دامن كشان رود ترسم * كه سوى خانه گريبان چاك چاك برد
امى
امى كسى است كه چيزى ننويسد . اين واژه منسوب به امت عرب است كه نه خط داشت و نه كتابت ، پيامبر را بههمين دليل امى گويند . برخى گفتهاند پيامبر را بهخاطر انتساب بهام القرى ، امى گفتهاند و مردم آن منطقه را بههمين جهت امى مىگفتند . نيز ممكن است كه امى منسوب به ام باشد . يعنى چون كسىكه از مادر آفريده شده ، توان خواندن و نوشتن ندارد . اين سه وجه بود در باره امى بودن پيامبر .
اكسير سعادت
اكسير در سبد هر پير و ناتوانى نيست ، بلكه در گنجينههاى سلاطين بزرگ است ، همينطور اكسير سعادت ابدى نزد هر كسى نيست ، اين اكسير در گنجينه پروردگار است ، گنجينههاى خداى متعال نيز در آسمان جوهرهاى مجرد ملكى و در زمين قلوب انبياء و اولياء است . هر كسى اين اكسير را از غير اينان بجويد ، راه را گم كرده و از راه درست منحرف شدهاست ، عاقبت كار او غش و فريب است و در قيامت مفلس بوده و حقيقت كار او آشكار مىشود . شايسته است در مصداق اين آيه باشد چشمان تو را باز مىكنيم ، چشم تو در آن روز تيز بين گردد .
فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ .
« 1 »
از رحمت و رأفت خدا به بندگان اين است كه يكصد و بيست و چهار هزار پيامبر را پى در پى به سوى مردم فرستادهاست تا نسخه اين اكسير را به آنان بياموزند ، و راه رسيدن به اين مسئلهى مهم را بيان كنند .
خداوند مىفرمايد : اوست خدايى كه بسوى اميين رسولى فرستاد تا آيات خدا را بر آنان بخواند و آنان را پيراسته كرده و علم كتاب و حكمت بياموزد هرچند در گذشته در گمراهى آشكار بودند
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ .
« 2 » مراد از تزكيه ( و البته خدا به آن آگاه است ) پيراسته كردن آنها و باز داشتن آنان از صفات حيوانات و درندگان است . مراد تعليم ، آراستن
هامش
( 1 ) - ما از تو پردهات را برداشتيم ، پس چشم تو در آن روز تيزبين شد . ق ، 22 .
( 2 ) - جمعه ، 2 .