تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
رجوع اهل اللَّه به او ، كيفيت سلوك مجاهد و رياضت آنان ، و بيان نتيجه همه‌ى كارها و ذكرها در دنيا و آخرت ، به وجهى كه در نفس الامر ثابت است ، و نيز مبادى معرفت و حدود و غايت و اصطلاحات تصوف ، از مسائل تصوف است .

شكر نعمت ، بلا

عارفى گويد : هركس وقت نعمت ، به منعم بنگرد نه نعمت ، نگاه او وقت بلا به بلا دهنده است نه بلا . او در هر دو حال ، غرق ملاحظه حق بوده و متوجه دوست مطلق است و اين از برترين مراتب سعادت مىباشد . هركس عكس اين عمل كند ، در پايين‌ترين درجه شقاوت است او گاه نعمت ، از زوال آن مىترسد و وقت بلا از آمدنش در عذاب است . محمود شبسترى
ظهور جمله‌ى اشيا به ضد است * ولى حق را نه مانند و نه ند است چو نبود ذات حق را ضد و همتا * ندانم تا چه گونه دانى او را چو نور حق ندارد نقل و تحويل * نيابد اندرو تغيير و تبديل اگر خورشيد بر يك حال بودى * شعاع او به يك منوال بودى
ندانستى كسى كاين پرتو اوست * نبودى هيچ فرق از مغز تا پوست
سعدى
چنين دارم از پير داننده ياد * كه شوريده‌اى رو به صحرا نهاد پدر در فراقش نخورد و نخفت * پسر را ملامت بكردند و گفت از آنگه كه يارم كس خويش خواند * دگر با كسم آشنايى نماند بحقش كه تا حق جمالم نمود * دگر هر چه ديدم خيالم نمود نشد كم كه رو از خلايق بتافت * كه گم كرده‌ى خويش را باز يافت پراكندگانند زير فلك * كه هم در توان خواندشان هم ملك قوى بازوانند كوتاه دست * خردمند و شيدا و هشيار و مست نه سوداى خودشان نه پرواى كس * نه در گنج توحيدشان جاى كس برآشفته عقل و پراكنده هوش * ز قول نصيحت‌گر آكنده گوش تهى دست مردان پر حوصله * بيابان نوردان بىقافله به دريا نخواهد شدن بط غريق * سمندر چه داند عذاب الحريق عزيزان پوشيده از چشم خلق * نه زنار داران پوشيده دلق