يك دسته گل دماغ پرور * از صد خرمن گياه خوشتر
هر نقد كه آن بود بهايى * به فروش چو آيدش روايى
گويند
گر خرابم كنى از عشق چنان كن بارى * كه نبايد دگرم منت تعمير كشيد
جمعه
روز جمعه را جمعه ناميدند چرا كه خداوند خلق موجودات را به پايان رسانيد و تمام مخلوقات در آن روز جمع بودند . گفته شده چون مردم در آن روز براى نماز جمع شدند آن را جمعه ناميدند و گفته شدهاست كه : اولين كسانى كه آن را جمعه ناميدند ، انصار بودند و اين پيش از تشريف فرمايى پيامبر به مدينه و پيش از نزول سوره جمعه بود . انصاريان اجتماع كردند و گفتند : يهوديان روزى دارند كه هر هفته گردهم مىآيند و آن شنبه است ، مسيحيان هم روزى چنين دارند و آن يكشنبه است . ما هم بايد روزى قرار دهيم كه در آن روز جمع شويم و خدا را ياد و شكر نماييم . لذا آنها روز جمعه را برگزيدند ، قبلًا به اين روز « العروبة » مىگفتند . آنها نزد سعد بن زراره رفتند و وى با آنها نماز خواند .
همچنين گفته شدهاست : نخستين كسىكه اين روز را جمعه ناميد كعب بن لوى بود ، زيرا مردم در آن روز نزد وى جمع شده بودند .
نيز گفته شدهاست كه نخستين كسىكه كلمه « اما بعد » در سخنان خود مطرح كرد وى بود .
والدين و اولاد
برخى در اكرام والدين مىگويند : خداى متعال به نياز تو به پدر و مادر آگاهى دارد . لذا منزلتى براى تو نزد آنان قرار دادهاست كه آنان بدون سفارشى ، در حفظ جايگاه تو مىكوشند . از سوى ديگر چون آنان نيازمند تو نيستند ، به تو سفارش كردهاست كه آنها را درياب .
والدين
امام سجاد عليه السلام به فرزندش زيد فرمود : خدا تو را براى رضاى من قرار نداده به همين خاطر سفارش مرا به تو نموده ولى مرا وسيله رضاى تو قرار داده و سفارش تو را به من ننمودهاست يعنى احترام مرا بر تو لازم كرده ولى احترام تو را بر من واجب قرار ندادهاست ؛ پس خدا به تو توفيق دهد . بدان كه بايستى فرق بين اين دو مرتبه را با عقل خود تميز دهى . پس باز گرد به