تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
بهاء در بزرگ از بهر اينست * كز اول با بزرگان همنشين است
گويند
اى از تو مرا اميد بهبودى نه * با ما تو چنانچه پيش ازين بودى نه مىدانستم كه عهد و پيمان مرا * در هم شكنى ولى بدين زودى نه
نظامى
زين ره كه گياش تيغ تيز است * بگريز كه مصلحت گريز است اين ديو كده نه جاى نيل است * برخيز كه رهگذر سيل است چون بارت نيست باج نبود * بر ويرانه خراج نبود بشتاب كه راحت از جهان رفت * آهسته مرو كه كاروان رفت آنكس كه درين دهش مقام است * آسوده دلى بر او حرام است گيتى كه سر وفا ندارد * گويى كه كس آشنا ندارد
چون قامت ما براى غرق است * كوتاه و دراز را چه فرق است

اعداد قرآنى

اديبى گويد در حضور يكى از اميران بغداد بودم . طبقى از نوعى شيرينى به‌نام لوزينه در مقابل او بود . ديوانه‌اى شيرين سخن وارد شد و پرسيد : امير ، در اين طبق چيست ؟ امير يكى از آنها را نزد او انداخت ، ديوانه دومى را طلب كرد و اين آيه را خواند
إِذْ أَرْسَلْنا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ
امير دومى را نزد او انداخت . ديوانه سومى را خواست و اين آيه را خواند
فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ
، امير سومى را نزد او انداخت . ديوانه چهارمى را طلب كرد و اين آيه را خواند
فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ
، امير چهارمى را هم نزد او انداخت . ديوانه پنجمى را طلب كرد و اين آيه را خواند ،
يَقُولُونَ خَمْسَةٌ سادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ
، امير پنجمى را هم نزد او انداخت . ديوانه ششمى را طلب كرد و اين آيه را خواند
فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ
، امير ششمى را هم به او داد . ديوانه هفتمى را طلب كرد و آيه سبع السماوات خواند . امير هفتمى را هم به او داد ، ديوانه هشتمى را خواست و آيه
ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ
را خواند ، امير هشتمى را به او داد ، ديوانه نهمى را خواست و آيه
تِسْعَةُ رَهْطٍ
را خواند . امير نهمى را هم به او داد ، ديوانه دهمى را طلب كرد و آيه
تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ
خواند ، امير دهمين را هم به او داد . ديوانه يازدهمين را طلب كرد و
أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً
را خواند ، امير يازدهمين را به او داد . ديوانه دوازدهمين را طلب كرد و آيه
عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً
قرائت كرد ، امير دوازدهمين را به او داد . ديوانه لوزينه بيشتر طلب كرد تا به بيست