در نهايت زيبايى ، اينجا است كه مار گزيده را درمان كند . خواستيم او را ببينيم . رفيقى را طلبيديم و با پاره چوبى پاى او را خونين كرديم و با پارچهاى پيچيديم ، نزد او رفتيم و گفتيم اين مرد مار گزيدهاست . زنى چون خورشيد تابان از خرگاه خارج شد و به پا نگاه كرد و گفت ، مار او را نگزيده اين پا با پاره چوبى زخم شده كه مار بر آن پاره چوب ادرار كرده و درمان ندارد و تا غروب آفتاب مىميرد . هنوز آفتاب غروب نكرد كه آن مرد از دنيا رفت و ما متعجب از پيشگويى او بوديم .
عشق مجنون
بزرگان عرب به پدر ابوقيس مجنون پيشنهاد كردند كه او را به مكه ببرد و طواف دهد و از خدا عافيت او را بخواهد . وقتى در منى بودند ، زنى خواهرش را صدا زد و گفت : ليلى ، مجنون بيهوش بر زمين افتاد و پدرش خيال كرد مردهاست . پس از چندى به هوش آمد و گفت :
وقتى در منى بودم ، صدايى به گوشم رسيد كه آتش شوق مرا شعله ور كرد ، نام ليلى بر زبان آورد كه هم نام ليلى من است . پرندهاى عقل از كله ما خارج كرد و دل ما را بريان ساخت .
وداع دعى اذ نحن بالخيف من منى * فهيج الاشواق الفؤاد و ما يدرى
دعى باسم ليلى غيرها فكانما * اطار بليلى طائر كان فى صدرى
تواضع ، بخشش
حكيمى گويد : برترين مردم كسى است كه در مقام رفيع خود متواضع باشد ، و زمان قدرت عفو كند و با نيرومندى از انصاف خارج نشود .
اخلاق مطابق طبيعت و شغل
اديبى گويد : هركه ادعا كرد كه ديدهاست شتربانى خوشاخلاق يا جلودار بداخلاق يا سياستمدارى كه جوى دزدى نكرده يا خياطى كه از لباسى ندزديده يا نابينايى كه تند مىدود يا معلم بچههايى كه كم عقل نيست يا آدم كوتاهقدى كه متكبر نيست يا آدم درازى كه كج نيست ، ادعايش را تصديق نكن .
تعبير خواب
زنى نزد خوابگذارى رفت و گفت : در خواب ديدم ، خوشه گندمى سرانگشت من سبز شدهاست . خوابگذار گفت : دوك ريس هستى و هزينه زندگى تو از اين راه تأمين مىشود .
حدود خدا
ابنهرمه بر منصور عباسى وارد شد ، منصور او را اكرام كرد و گفت : نيازت چيست ؟