تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨
در كتاب مخزن الاسرار به مناسبت تجرد گويد : *
بگذر از اين خواب و خيالات او * بر پر از اين خاك و خرابات او شحنه‌ى اين غار چو غارتگر است * مفلسى از محتشمى خوشتر است حكم چو بر عاقبت انديشى است * محتشمى بنده‌ى درويشى است كيسه برانند در اين رهگذر * هر كه تهى كيسه‌تر آسوده‌تر
نيز در دوستى گرفتن با آزادان گويد : *
سر مكش از صحبت صاحبدلان * دست مدار از كمر مقبلان خار كه هم صحبتى گل كند * غاليه در دامن سنبل كند زنده بود طالع دولت پرست * بنده‌ى دولت شو ، هر جا كه هست

كندن علف

در كتابى ديدم عبداللَّه مبارك با برخى صوفيان در سبزه زارى اجتماع كرده‌بودند . يكى از صوفيان علفى از زمين كند . عبداللَّه به او گفت : مرتكب پنج خطا شدى . از ياد خدا اعراض كردى ، به چيزى مشغول شدى كه نفعى به حال تو ندارد ، ديگران را به اين عمل تشويق كردى ، تسبيح گويى را از ياد خدا بازداشتى ، حجتى عليه خود براى خدا در قيامت به پا كردى .

عقل و هوى و حرص

حكيمان براى انسان و كار او با عقل و هوا و حرص خود ، مثالى را مطرح مىكنند و آن اين است : شكارچى سوار بر اسب ، با سگ شكارى خود به شكار مىرود ، اگر شكارچى از سگ خود پيروى كند ، سگ به هر سو و براى هر مردارى مىدود و شكارچى و مركب او را هلاك مىكند . اگر شكارچى از اسب خود پيروى كند ، آن حيوان به كوه و دمن و خار و خاشاك مىرود و هر سه را هلاك كند ، ولى اگر شكارچى خود اراده داشته‌باشد و سگ و اسب مطيع وى شوند ، از آب گواراى در راه و بهترين منزلگاه بهره برد و حال هر سه خوش شود . نظامى
شرف خواهى بگرد مقبلان گرد * كه زود از مقبلان مقبل شود مرد چو بر سنبل چرد آهوى تاتار * نسيمش بوى مشك آرد پديدار