قران نحسين
در شب دوازدهم ماه مبارك رمضان سال هزار هجرى ، قران دو نحس يعنى مريخ و زحل در برج سلطان اتفاق افتاد و آن حكايت مىكند از فتنهاى بزرگ در عالم كه مايه هرج و مرج و نابودى عمارات عاليه و پراكندگى لشكر است .
البته اين حوادث زياد طولانى نيست و به سرعت نظم حاكم مىشود ، حال مردم بهتر شود ، توجه به دين افزوده گردد خصوصاً در سال چهارم اين قران و خدا آگاه است .
قران علويين
در شب پنجشنبه بيست و دوم رجب سال هزار و دوازده هجرى ، قران علويين يعنى زحل و مشترى در برج قوس اتفاق افتد و اين دلالت بر تغيير حال مردم حتى دين آنها دارد . اكثر شهرهاى مشهور ويران شوند ، برخى از زمين زير آب رود ، بزرگان از دنيا بروند ، و غير آنها آشكار شوند ، حكومت به كسى صاحب شوكت كه كارهاى خارق العاده كند سپرده شود ، او با شمشير خروج كند و بيشترين مركوب او شتر است . بر مملكت چيره مىشود ولى علماء و صالحان با او مخالفت مىكنند ، در دوران او حوادث بزرگى اتفاق افتد ، شايد اين شخص همان مهدى موعود باشد ، كه در آخرالزمان خروج مىكند ، مردم به پوشيدن لباسهاى پنبه و پشم با رنگهاى تيره روى مىآورند . در عالم حوادث عجيبى پيش مىآيد اهل قهستان ، گرگان ، دماوند ، بغداد و اصفهان ، ارتقاع مقام مىيابند و در امور حكومت دخالت مىكنند و از آن بهرهمند مىشوند . اعوان و انصار خروج كننده در يارى وى ثابت قدم هستند وى تعبير خواب مىداند و البته خدا عالم به حقايق است .
گويند
دلم ز وصل تسلى نمىشود امروز * اگر غلط نكنم هجر يار نزديكست
گويند
خوى با ما كن و با بىخبران خوى مكن * دم هر ماده خرى را چو خران بوى مكن
اول و آخر تو عشق ازل خواهد بود * چون زن فاحشه هر شب تو دگر شوى مكن
روى را پاك بشو عيب بر آيينه منه * نقد خود را سره كن عيب ترازوى مكن
جمع دوات
جمع دوات ، دويات است . مانند حصاة و حصيات . و نيز جمع آن دوى است ، مانند نوات و نوى . و گاهى نيز بر دوى جمع بسته مىشود ، مانند فتاة و فتى ، ولى دوايا جمع الجمع است .