* و در كتاب خسرو شيرين آوردهاست :
بهدانش كوش تا دنيات بخشند * تو اسما خوان كه تا معنات بخشند
قلم بركش به حرفى كان هوايى است * علم بركش به علمى كان خدايى است
سخن كان از دماغ هوشمند است * گر از تحتالثرى آيد بلند است
* و در كتاب هفت پيكر آوردهاست :
قدر اهل هنر كسى داند * كه هنر نامهها بسى خواند
آنكه دانش نباشدش روزى * ننگش آيد زدانش آموزى
خرد است آنكه زو رسد يارى * همه دارى اگر خرد دارى
هر كه را در خرد ندارد ياد * آدمى صورتى است ديو نهاد
آدمى نز پى علف خوارى است * از پى زيركى و هوشيارى است
اى بسا تيز طبع كامل هوش * كه شد از كاهلى سفال فروش
نيم خورد سگان صيد سگال * جز به تعليم علم نيست حلال
سگ نداند كه راست رشته بود * آدمى شايد ار فرشته بود ؟
كه هر آن چيز در شمار آيد * آن هنرمند را به كار آيد
اخلاق خدا
چون خداوند متعال به انسان كرامت بخشيده و بين همهى موجودات او را برگزيدهاست .
چنان كه خودش مىفرمايد :
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
« 1 » ، بر انسانها واجب است به اخلاق خدا متخلق شوند و به اوصاف او خود را بيارايند . چرا كه حكيم ، سفيه را جانشين خود قرار نمىدهد و عالم ، جاهل را نايب نمىسازد . لذا پيامبر فرمودهاست : به اخلاق خدا متخلق شويد .
فلسفه
گفتهاند : فلسفه ، تخلق به خداست ، هركه انسانيت خود را با دانش تكميل نكند و از ساير موجودات به مراتب بالاتر نرود ، مستحق نيست كه امور فلسفه به او سپرده شود و او در
هامش
( 1 ) - بقره ، 30 .