تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢

نور ستارگان

در باره‌ى نور ستارگان سه نظريه وجود دارد كه عبارتند از : 1 - ستارگان همه از خود نور دارند مگر ماه كه نور آن از خورشيد است . 2 - خورشيد ذاتاً نورانى است و بقيه كواكب از او نور مىگيرند . 3 - ثوابت ذاتاً نور دارند و سيارات جز خورشيد ، همه از خورشيد نور مىگيرند . نظامى
ز مغرورى كلاه از سر شود دور * مبادا كس به زور خويش مغرور بسا دهقان كه صد خرمن بكارد * ز صد خرمن يكى را بر ندارد تحمل را به خود كن رهنمونى * نچندانى كه بار آرد زبونى گر از هر باد چون برگى بلرزى * اگر كوهى شوى كاهى نيرزى اگر چه سيل بس با جوش باشد * چو در دريا رسد خاموش باشد
چو خواهد بود وقت كار سازى * هم از اول نمايد بخت يارى ( بازى ) بود سرمست را خوابى كفايت * گل نم ديده را آبى كفايت به ترك خواب مىبايد شبى گفت * كه زير خاك مىبايد بسى خفت گلى اول برآرد طرف جويش * فزون باشد ز صد گلزار بويش كبوتر بچه چون آيد به‌پرواز * ز چنگ شه فتد در جنگل باز
* در شرافت علم و عقل در مخزن الاسرار آورده‌است :
دل به هنر ده نه به دعوا پرست * صيد هنر باش به هر جا كه هست هر كه در او جوهر داناييست * در همه كاريش توانايى است دشمن دانا كه غم جان بود * بهتر از آن دوست كه نادان بود مى كه حلال آمده در هر مقام * دشمنى عقل تو كردش حرام از پى صاحب خبرانست كار * بىخبران را چه غم از روزگار
* نظامى در كتاب اسكندرنامه آورده‌است :
چه نيكو متاعى است كار آگهى * وزين نقد عالم مبادا تهى جهان آن‌كسى را بود در جهان * كه هست آگه از كار كار آگهان