جوانى شدهاى ، سزاوار ملامت نيستى . عاشق گفت : آنكه مرا سرزنش مىكرد ، معشوق را كه تا به حال نديده بود ، ديد و دست از نكوهش من برداشت ، پدرم ناخود آگاه مرا به عشق معشوقهام وادار كرد .
ابصره عاذلى عليه * و لم يكن قبل ذاره آه
فقال لى لو عشقت هذا * ما لامك الناس فى هواه
فصار من حيث ليس يدرى * يا مر بالحب من نهاه
عمر برخى از پيامبران
سن برخى انبياء در برخى كتابهاى قابل اعتماد به سال شمسى چنين است .
1 - آدم ، 930 . 2 - حوا ، 937 .
3 - شيث ، 712 . 4 - ادريس ، 350 .
5 - نوح ، 950 . 6 - هود ، 800 .
7 - صالح ، 136 . 8 - ابراهيم ، 175 .
9 - اسماعيل ، 137 . 10 - اسحق ، 180 .
11 - يعقوب ، 147 . 12 - يوسف ، 110 .
13 - موسى ، 120 . 14 - هارون ، 117 .
15 - سليمان ، 52 . 16 - داود ، 100 .
17 - زكريا ، 97 . 18 - عيسى ، 33 .
سكوت
به باديه نشينى كه غالباً سكوت مىكرد و مردم حرف مىزندند ، گفتند : چرا داخل سخن مردم نمىشويد ؟ گفت : بهره گوش از سكوت از آن خود اوست و بهره زبان از آن ديگران است .
غش
شير فروش ، هميشه آب در شير مىكرد و مىفروخت . سيل آمد و گله او را برد . شير فروش خيلى بىتابى مىكرد . عارفى او را ديد و گفت : آن آبها كه در شير مىريختى ، سيل شد و گله را ربود .
رياضت
رياضت را چهار مرتبهاست كه تا تكميل مرحله قبل نمىتوان وارد مرحله بعد شد . مرحله