معيشت خود از شدت خورشيد اذيت شود .
رفع خستگى
گفته شدهاست : چيزى به اندازه رسيدن به حاجت ، خستگى انسان كه براى يافتن آن رنج سفر را بر خود متحمل شده ، از بين نمىبرد .
حس مشترك
گاهى كلمه « بنطاسيا » را خيال هم مىگويند . لذا گفته شده آنچه در احتجاج آمده كه رؤيت به انطباع است ، و چنين گفتهاند كه كسىكه به خورشيد يا سبزى بسيار سبز نگاه كند ، وقتى چشمانش را ببندد ، باز خيال مىكند آنان را مىبيند . اين مطلب مفيد اين نكته است كه شىء مريى در چشم بيننده مرتسم است و مدتى باقى مىماند ، پاسخ آن اين است كه :
آن صورت در خيال ديده مىشود نه در چشم .
شارح قوشنجى پاسخ را نپذيرفته و گفته است : فرق است بين تخيل و مشاهده و ارتسام در خيال تخيل است نه مشاهده ، در حالى كه حالت بيان شده مشاهدهاست نه تخيل . لذا درست آن است بگوييم صورت مريى در حس مشترك بنطاسيا باقى است .
دانش نجوم
از روضه كافى از عبدالرحمن بن سبابه آمدهاست كه مىگويد : به امام صادق عليه السلام عرض كردم : مردم مىگويند توجه به ستارگان و احوال آنها درست نيست و اين مرا به شگفت آوردهاست . اگر واقعاً به دين من ضرر مىرساند ، نيازى به آنچه دينم را آسيب رساند ندارم .
اگر به دينم ضرر نمىرساند ، به خدا سوگند من خيلى مشتاق اين دانش هستم و دوست دارم به آسمانها بنگرم . امام فرمود : آنجور كه آنان مىگويند نيست ، به دين تو ضرر نمىرساند ، البته شما به چيزى مىنگريد كه اكثر آن قابل درك نيست و كم آن هم نافع نيست .
گويند
هر چند وقت كشته شدن دست و پا زدم * يك بار دامن تو نيامد به چنگ من
قاضى احمد فكارى
كدام روز به يك جا قرار داشت دلم * هميشه اين دل بىخانمان هوايى بود
ولى دشت بياضى
در محشر اگر لطف تو خيزد بهشفاعت * بسيار بگردند و گنهكار نيابند