سعدى
سعدى تو كيستى كه دم از عشق مىزنى * دعوى بندگى كن و اقرار چاكرى
*
دل گفت مرا علم لدنى هوس است * تعليم كن اگر ترا دست رس است
گفتم كه الف گفت دگر گفتم هيچ * در خانه اگر كس است يك حرف بس است
محتشم
شوم هلاك چو غيرى خورد خدنگ ترا * كه دانم آشتئى در قفاست جنگ ترا
كرشمهاى تو از بس كه هست ناز آيين * نه آشتى تو داند كسى نه جنگ ترا
عزت نفس
در كشف الغمه از امام صادق عليه السلام آمدهاست : هميشه عزت در اضطراب است . مگر در خانهاى وارد شود كه اهل آن خانه مأيوس از داشتههاى مردم باشند . در آنجا عزت در آرامش است .
قرآن
نيز امام مىفرمايد : ظاهر قرآن شگفتآور و باطن آن عميق است .
خلوت
نيز مىفرمايد : سعادتمند كسى است كه در نفس خود خلوتى احساس كند و بدان سرگرم باشد .
ادب نفس
عارفى گويد : در خانه فكر با خود خلوت كن و آن را از سرگرمىهايش متنبه كن . اگر ادب نشد او را به قبرستان ببر . اگر باز هم ادب نشد ، با تازيانه گرسنگى او را بزن .
غفلت
نيز گفته است : وقتى ابر غفلت از چشمان اهل يقين ناپديد شود ، هلال هدايت در بال بيدارى آشكار شود . آن زمان نيت روزه از هواى نفس لازم است .
بىنيازى
حكيمى گويد : اينكه از چيزى بىنياز شوى بهتر از آن است كه با آن بىنياز شوى .
دهلوى در اين باره گويد :
خسروان را همه اسباب فراغت دادند * وز همه خسرو بيچاره فراغت دارد