تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢
اشتباه مىخوانى ، صحيح شعر اين است . . .

باد دبور و قبول

كاشانى در اصطلاحات آورده‌است : دبور واژه‌اى است كه از هواى نفس ايجاد مىشود و موجب استيلاى هواى نفس مىشود ، اين حالت شبيه باد دبور است كه از مغرب مىوزد . . . در برابر آن باد قبول است كه همان صبا است و از شرق مىوزد ، و سوى روح مىآيد و موجب استيلاى آن را ايجاد مىكند به‌همين خاطر است كه پيامبر خدا مىفرمايند : من به وسيله صبا يارى مىشوم و عاد به دبور نابود شدند .

هيولا

در همان كتاب آمده‌است : هيولى اسم چيزى است نسبت به آن صورتى كه از آن ظاهر مىشود . هر باطنى كه صورتى از آن ظاهر شود ، هيولى گويند .

حقيقت حروف

در همان كتاب آمده‌است : حروف حقايق بسيطه از اعيان هستند ، حروف عاليات ، شؤن ذاتى در غيب الغيوب است . همانند درخت موجود در هسته ، چنان كه شيخ گويد : ما حرف عالى بوديم كه هميشه در قسمت بالاى قله آويخته شده‌است ؛ من ، تو ، ما و او همگى در او بوديم ، اين مطلب را بايد از آنان كه وصال يافته‌اند پرسيد .
كنا حروف عاليات لم تزل * متعلقات فى ذرى اعلى القلل انا انت فيه و نحن انت و انت هو * والكل فى هو هو فسل ممن وصل

نور خدا ، شب زنده‌دارى

در عيون اخبارالرضا آمده‌است كه : چرا رخسار شب زنده‌داران از ديگران زيباتر است ؟ فرمود : چون آنان با خدا خلوت مىكنند و خدا با نور خود آنان را مىپوشاند .

ترس از قيامت

عمربن عبدالعزيز ، هر شب علماء را به دربار خود مىخواند ، و آنان از مرگ و قبر و قيامت بحث مىكردند و چنان مىگريستند كه گويى در برابر آنها جنازه‌اى است .

كار

كافى در كتاب معيشت آورده‌است : ابوعمر شيبانى مىگويد : امام صادق عليه السلام را ديدم كه لباسى زبر پوشيده و بيل به‌دست دارد و ديوار خانه‌اش را تعمير مىكند و عرق بدن او جارى است ؛ گفتم : فداى شما شوم بيل را به من بدهيد ، فرمود : دوست دارم انسان در طلب