تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
مىدهد كه كار شما مورد قبول واقع شده‌است . قريب اين داستان در باره‌ى بيت‌المقدس هم گفته شده‌است .

جبر و تفويض

در عيون اخبارالرضا عليه السلام آمده‌است : امام ضمن بيان جبر و تفويض فرمود : مىخواهيد قاعده‌اى بگويم كه در آن اختلافى نكنيد و با هركه بحث كنيد او را شكست دهيد ؟ حضار اظهار شوق كردند . امام فرمود : خداوند با اكراه اطاعت نمىشود و به‌خاطر چيرگى عصيان نمىگردد . از طرفى خداوند ، بندگانش را در مُلك خود بيكار نگذارده و او صاحب اختيار آنان است و تواناست نسبت به آنچه به آنان داده‌است . حال اگر بندگان مطابق فرمان او رفتار كردند و اطاعت كردند ، خداوند آنان را از طاعت باز نمىدارد و از اطاعت آنان ممانعت نمىكند . و اگر بندگان گناه كردند ، اگر خدا بخواهد آنان را باز مىدارد و اگر نخواهد باز نمىدارد حال اگر بازشان نداشت خدا آنها را در معصيت وارد نكرده‌است . سپس فرمود : هركه حدود اين قاعده را نگه دارد بر خصم پيروز شود .

اسم نزد عارفان

علامه كاشانى در اصطلاحات آورده‌است : اسم در اصطلاح عرفان ، لفظ نيست ، بلكه ذات مسمى است به اعتبار صفات وجوديه ، چون عليم و قدير و يا صفات سلبيه چون قدوس و سلام . نيز در اين كتاب آمده‌است كه الف اشاره به اول موجودات ممكنه است و اين موجودات مرتبه دوم از وجوديات هستند و مرتبه اول مرتبه واجب است .

گوهرى در مزبله

در يكى از كتابهاى تاريخى آمده‌است كه : عبداللَّه مبارك در كوچه‌هاى شام به مستى رسيد كه مىگفت : هوس مرا ذليل كرد و من ذليل هستم و راهى براى رسيدن به معشوقه ندارم .
اذلنى هوى فانه الذليل * و ليس الى الذى اهوى سبيل
عبداللَّه كاغذى از كيسه‌اش درآورد و شعر را نوشت . به او گفتند شعر مست را مىنويسى ؟ گفت : مگر اين مثل را نشنيده‌ايد كه رب جوهرة فى مزبلة چه بسا گوهرى در مزبله باشد .

پارسا و مست

زاهدى در حجره‌ى خود به خواب رفته بود ، مستى شعرى را ترنم كرد و از آنجا گذشت . مبارك برخاست و گفت : اى مرد حرام خورده‌اى ، خوابيده‌اى را بيدار كردى و شعر را به