وقتى شما آمديد و مردم فهميدند فرزندان ابراهيم عليه السلام برادر من هستند ، در چشمان آنها بزرگ شدم .
قرآن پيام جاويدان
از امام صادق عليه السلام سؤال شد : چرا خطبهها و نامهها و شعرها به زودى كهنه مىشوند ، و قرآن تكرار مىشود و كهنه نمىگردد ؟ فرمود : چون نياز انسان با اين محدود است و بهمجرد رفع نياز كهنه مىشوند ولى قرآن در هر زمانى مورد نياز است لذا همواره تازه است .
گويند
صبر كن بر ستم بىخردان * نرسد جز به تن آزار بدان
چه غم از زخم كه بر آب و گل است * غم از آن است كه بر جان و دل است
هر لگد كو ز فرو مايه رسد * نكند كوب چو بر سايه رسد
گويند
گل را ديدم قباى سبز اندر بر * با جامهى اطلس و دهان پر زر
گريان كف پاى باغبان مىبوسيد * كاينك زر و جامه عمر يك روز دگر
گويند
بسى گردش نمود اين سبز طارم * بسى تابش مه و خورشيد و انجم
كه تا با هم طبايع رام گشتند * شكار مرغ جان را دام گشتند
هنوز آن مرغ نافرخ سرانجام * نچيده دانه كاهى از اين دام
طبايع بگسلند از يكدگر بند * كند هر يك به اصل خويش پيوند
بماند مرغ دور از آشيانه * دلى پر خون ز فقد آب و دانه
گويند
جز بهضد ، ضد را همى نتوان شناخت * چون ببيند زخم بستايد نواخت
لاجرم دنيا مقدم آمدهاست * تا بدانى قدر اقليم الست
گويى آنجا خاك رامىبيختم * وين جهان پاك اندرو مىريختم
توجيه گناه
وقتى حجاج بن يوسف ، منجنيقى براى تير اندازى به كعبه به پا كردهبود ، صاعقهاى آمد و منجنيق سوخت . همدستان وى نيز دست از تيراندازى كشيدند ، حجاج گفت : چيزى بر شما وارد شدهاست . اين صاعقه قبلًا قربانى را مىسوزانيد ، اكنون سوختن منجنيق نشان