دنيا را مىفروشند و آنچه براى آنها باقى است مىخرند . آنان به افتادگانى مىنگرند كه عذاب خدا بر آنها هموار شده ، آنان امانى كمتر از آنچه اميد دارند نمىبينند و ترسى كمتر از آنچه از آن مىترسند ، ندارند .
شوم
سلطانى بهقصد شكار حركت كرد و در سر راه خود به لوچ چشمى رسيد و دستور داد بهخاطر شومى ديدن وى ، او را بزنند و زندانش كنند . از قضا سلطان ، شكار بسيارى گرفت و چون بازگشت دستور به آزادى مرد اعور داد . اعور گفت : سلطان اجازه حرف زدن به من مىدهد ؟ گفت : بگو . اعور گفت : مرا ديدى ، زدى و زندان كردى ، تو را ديدم ، شكار كردى و سالم برگشتى . كدام يك بر ديگرى شوم بوديم ؟ ملك خنديد و جايزهاش داد .
اذان پيش از وقت
مردى به ابنسيرين گفت : در خواب ديدم مُهرى بهدست دارم و دهان مردان و فرج زنان را مهر مىكنم . ابنسيرين گفت : مؤذن هستى . گفت : آرى . گفت : چرا در ماه رمضان پيش از طلوع سپيده اذان گفتهاى و مردم را از حلال خود باز داشتهاى .
تعبير خواب
ديگرى به ابنسيرين گفت : در خواب ديدم كه روغن در روغن زيتون مىريزم . سيرين گفت : از حال همسرت جويا شو ممكن است مادرت باشد . دقت كرد همانطور بود .
كسى ديگر به ابنسيرين گفت : در خواب ديدم درخت خرمايى در خانهام سبز شده و خرما دادهاست . ابنسيرين گفت : زنت از كس ديگر باردار شدهاست .
ديگرى گفت : در خواب ديدم مصحفى را پايمال مىكنم . ابنسيرين گفت : كفش خود را پاره كن . چنين كرد ، درهمى بين آن بود ، ابنسيرين گفت : مصحف تو اين است .
ديگرى گفت : در خواب ديدم چشم راست من از پشت سرم دور زده و چشم چپم را بوسيد . ابنسيرين گفت : دو فرزند دارى . گفت : آرى . گفت : يكى با ديگرى ناشايست انجام مىدهد . دقت كرد چنين بود .
ديگرى گفت : در خواب ديدم گويا در نماز حلوا مىخورم . ابنسيرين گفت : حلوا حلال است و خوردنش در نماز جايز نيست .
تفسير آيه و كان تحته كنزهما
برخى مفسران چون زمخشرى در كشاف و بيضاوى در تفسير بيضاوى گفتهاند : مراد از