خوش آنكسان كه گذشتند پاك چون خورشيد * كه سايهاى بسر اين جهان نيفكندند
به خانهاى كه ره جان نمىتوان بستن * چه ابلهند كسانى كه دل همى بندند
به سبزه زار فلك طرفه باغبانانند * كه هر نهال كه كشتند باز بركندند
جمال طلعت هم صحبتان غنيمت دان * كه مىبرند نه ز انسان كه باز پيوندند
بقا كه نيست درو حاصل همه هيچ است * چو بنگرى همه عالم به هيچ خرسندند
بساز توشه ز بهر مسافران وجود * كه مهمان عزيزند و روزكى چندند
و گر تو آدمئى در سگان به طنز مبين * كه بهتر از من و تو بندهى خداوندند
مجوى دنيى اگر اهل همتى خسرو * كه از هماى بمردار ميل نپسندند
تفسير آيه صبياً
خدا كه مىفرمايد :
وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا
« 1 » ، مراد زهد در دنيا است .
فقر
خداوند به موسى مىفرمايد : در نگاه من ، زينت شدگان خود را به لباسى چون زهد ، نياراستهاند . اى موسى وقتى فقر به تو رو آورد ، بگو : آفرين به سخن نيكوكاران و چون ثروت به تو رو آورد ، بگو : گناهى كردهام كه در عقوبت آن تعجيل شدهاست .
پند پيامبر به ابنمسعود
از سفارشات پيامبر به ابنمسعود اين بود كه : هنگامى نور در قلب انسان بتابد آن را باز مىكند و شرح صدر مىدهد ، گفته شد : اى رسول خدا اين علامتى دارد ؟ فرمود : انسان از
هامش
( 1 ) - مريم ، 12 .