تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧

غيبت

محاضرات از امام صادق عليه السلام نقل كرده‌است كه : مردم را اذيت نكن كه بىدوست مىمانى .

تعصب مذموم

راغب در محاضرات گويد : در قزوين قريه‌اى است كه اهالى آن شيعه و تعصب ويژه‌اى دارند كسى از آن شهر گذشت ، از او پرسيدند : اسم تو چيست ؟ گفت : عمر . او را به شدت كتك زدند . گفت : عمر نيست ، عمران است . بيشتر او را زدند و گفتند هم عمر هستى و هم دو حرف از عثمان دارى لذا سزاوارتر به زدن هستى .

تصوف

به يكى از صوفيان گفتند : تصوف چيست ؟ گفت : دورى كردن از خواسته‌ها ( اعراض از اغراض ) .

محبت

از يحيى بن معاذ پرسيدند : حقيقت محبت چيست ؟ گفت : آن است كه به نيكى افزوده نمىشود و به جفا كم نگردد .

محبت ظرف است نه مظروف

از عارفى پرسيدند فرق محبت و هوا چيست ؟ گفت : هوا در دل جا مىكند و محبت جايگاه دل است .

خداى كريم

باديه نشينى از ابن‌عباس پرسيد ، در قيامت چه كسى به حساب مردم رسيدگى مىكند ؟ ابن عباس گفت : خدا . عرب گفت : به خداى كعبه نجات يافتم ! ابن‌عباس گفت : چگونه ؟ گفت : چون خدا كريم است و كريم دقيق حساب نمىكند .

اميد بهشت

عارفى به يكى از حاضران گفت : پدرت آدم به‌خاطر گناهى از بهشت خارج شد و تو با اين همه گناه آرزومند بهشت هستى . * محمود وراق مىگويد : اى كسىكه خواب آلود مىنگرى و چيزى ناپيدا را مشاهده مىكنى ، پى در پى گناه مىكنى و اميدوارى به فوز عبادت و درك بهشت نائل شوى ؟ فراموش كرده‌اى كه خدا آدم را به‌خاطر يك گناه از بهشت به دنيا فرستاد .
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 547 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى