شدهاست بهخاطر بخل و خست ، جز لباس زبر نمىپوشد و جز غذاى نامطلوب نمىخورد .
امام فرمود : سپاس خداى را كه دنيايى كه بهخاطرش دين را ترك گفته بود ، بر او حرام كردهاست .
توجيه حسنات
معاويه سخنرانى كرد و گفت : خدا مىفرمايد : هر چيزى خزينهى آن نزد ماست و ما به اندازه خرج مىكنيم
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ
« 1 » ، پس من نبايد بهخاطر خرج نكردن ملامت شوم . احنف برخاست و گفت : ما تو را بر گنجينههاى خدا سرزنش نمىكنيم ، ولى تو را سرزنش مىكنيم بر آنچه كه خدا از خزائنش بر ما نازل كردهاست و تو درهاى آن را بستهاى .
سردى افيون
گاهى برخى طعمها كارى بالعرض انجام مىدهند كه بالذات از آنها ساخته نيست و اين چه بسا نشان دهد كه در كيفيت اين طعمها ، نقض غرض شدهاست . مثلًا افيون با اينكه تلخ است ، ايجاد سردى مىكند و بههمين خاطر آن را سردى نامند و اين مخالف آن قاعدهاست كه داروى تلخ ، گرم است . با اينكه اين توهم درست نيست چون افيون بهخاطر حرارتش روح را بسط مىدهد ، چون خاصيت حرارت اين است كه ميل صعودى و تحليل ايجاد مىكند و با تحليل بعض روح ، بعض ديگر منبسط شده تا حدى كه روح مركز خود را از دست مىدهد .
بههمين خاطر سردى عرضاً از افيون ايجاد مىشود . تبريد از اجزايى ايجاد شدهاست كه افيون مانع كار آنها شدهاست و لذا نقض غرضى در كار نيست .
هستى
حكماء گويند : هستى خير محض و ايجاد آن كمال تام و واجب الوجود ، مبدأ فيض و او جواد مطلق است چه اينكه اگر او جواد مطلق نباشد ، نقص است و واجب الوجود خالى از هر نقص است . همين باعث شدهاست كه برخى عالم را قديم بپندارند . متكلمان گويند : خدا مىتوانسته عالم را ايجاد بكند يا نكند . چه اينكه ايجاد عالم لازمه ذات خدا نيست . اين معناى قدرت و اختيار نزد متكلمان است . اينكه قادر است ، يعنى خواست انجام مىدهد و خواست انجام نمىدهد . كلامى اجماعى بين متكلمان و حكماء است و نزاعى در آن نيست
هامش
( 1 ) - حجر ، 21 .