توصيه به حاكم
حكيمى گفته : وقتى استاندارى ولايتى را عهده دار شدى ، از همدستى با خويشان خود بپرهيز كه به آن مبتلا مىشوى كه عثمان مبتلا شد ، خويشان را بايد در امور مالى كمك كرد نه در امور حكومتى .
تغيير خُلق
اختلافى است در اينكه آيا انسان مىتواند اخلاق خود را تغيير دهد يا نه . غزالى در احياء و طوسى در اخلاق ، قول اول را برگزيدهاند چرا كه پيامبر مىفرمايد : اخلاق خود را نيكو كنيد
حسنوا اخلاقكم ،
برخى ديگر از بزرگان قول دوم را انتخاب كردهاند چرا كه گفته شده ، هر چيز دارويى دارد جز حماقت كه درد بىدرمان است .
لكل داء دواء يستطب به * الا الحماقة اعيت من يداويها
و نيز منسوب به امام على عليه السلام است كه مىفرمايد :
و كل جراحة فلها دواء * و سوءالخلق ليس له دواء
راغب در ذريعه گفته است : كسىكه مىگويد اخلاق تغييرپذير نيست ، بالقوه بودن آن را در نظر گرفتهاند و اين درست است چرا كه محال است كه انسان از هسته سيب ، سيب ايجاد كند .
كسانى كه مىگويند : اخلاق قابل تغيير است . خروج بالقوه به بالفعل را پذيرفتهاند كه چه بسا باعث اصلاح يا افساد آن شود . مانند يك هسته ، كه چه بسا با مراقبت درخت خرما شود و با همان فاسد گردد و متعفن شود . پس اختلاف دو دسته ، مبنايى است .
بود و نبود حاكم
منصور دوانيقى ، شخصى ضعيف و سست رأى را به عنوان استاندار خراسان نصب كرد .
روزى زنى به شكوهاى آمده بود و استاندار به او توجهى نكرد . زن گفت : مىدانى چرا خليفه تو را به ولايت خراسان منصوب كرده ؟ والى گفت : نه . زن گفت : خواستند ببينند خراسان بدون والى اداره مىشود يا نه .
رفتار با سگ
منصور عباسى به سربازش گفت : اين مَثَل درست است كه ريسمان سگ خود را بگير تا دنبال تو آيد . سرباز گفت : ممكن است ديگرى با گردهنانى برسد و سگ در پى او شود و تو را ترك كند .