گويم
انيس كنج تنهايى كتابست * فروغ صبح دانايى كتابست
بود بىمزد و منت اوستادى * زدانش بخشدت هر دم گشادى
نديمى مغز دارى پوست پوشى * به سرّ كار گويايى خموشى
درونش همچو غنچه از ورق پر * به قيمت هر ورق زان يك طبق زر
عمارت كرده از رنگين اديم است * دو صد گل پيرهن در وى مقيم است
همه مشكين غزالان توى بر توى * ز بس رقت نهاده روى بر روى
ز يكرنگى همه يك روى و هم پشت * كه ننهد هيچ كس بر حرفش انگشت
گهى اسرار قرآن باز گويند * گه از قول پيمبر راز گويند
گهى باشند چون صافى درونان * به انوار حقايق رهنمونان
گهى آرند از طى عبارت * به حكمتهاى يونانى اشارت
گهى از رفتگان تاريخ خوانند * گه از آينده اخبارت رسانند
گهى ريزند از درياى اشعار * به جيب عقل گوهرهاى اسرار
به هر يك زين مقاصد چون دهى گوش * كنى از مقصد اصلى فراموش
زندگى فلك
شيخ الرييس در كتاب النجاة آوردهاست : فلك موجود زندهاى است كه از خدا پيروى مىكند .
زندگى خورشيد و ماه
يكى از محققين گويد : وقتى مگس و سوسك زندهباشند ، چه مانعى وجود دارد كه خورشيد و ماه زندهباشند .
توصيف فلك
عارفى در وصف افلاك گويد :
صوفيان كبود پوش همه * از غم دوست در خروش همه
آتش اندر دل و هوا در جان * كرده بر خاك آب ديده روان
حافظ
سحرم هاتف ميخانه به دولت خواهى * گفت باز آى كه ديرينهى اين درگاهى