تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
گويم
انيس كنج تنهايى كتابست * فروغ صبح دانايى كتابست بود بىمزد و منت اوستادى * زدانش بخشدت هر دم گشادى نديمى مغز دارى پوست پوشى * به سرّ كار گويايى خموشى درونش همچو غنچه از ورق پر * به قيمت هر ورق زان يك طبق زر عمارت كرده از رنگين اديم است * دو صد گل پيرهن در وى مقيم است همه مشكين غزالان توى بر توى * ز بس رقت نهاده روى بر روى ز يكرنگى همه يك روى و هم پشت * كه ننهد هيچ كس بر حرفش انگشت گهى اسرار قرآن باز گويند * گه از قول پيمبر راز گويند گهى باشند چون صافى درونان * به انوار حقايق رهنمونان گهى آرند از طى عبارت * به حكمت‌هاى يونانى اشارت گهى از رفتگان تاريخ خوانند * گه از آينده اخبارت رسانند گهى ريزند از درياى اشعار * به جيب عقل گوهرهاى اسرار
به هر يك زين مقاصد چون دهى گوش * كنى از مقصد اصلى فراموش

زندگى فلك

شيخ الرييس در كتاب النجاة آورده‌است : فلك موجود زنده‌اى است كه از خدا پيروى مىكند .

زندگى خورشيد و ماه

يكى از محققين گويد : وقتى مگس و سوسك زنده‌باشند ، چه مانعى وجود دارد كه خورشيد و ماه زنده‌باشند .

توصيف فلك

عارفى در وصف افلاك گويد :
صوفيان كبود پوش همه * از غم دوست در خروش همه آتش اندر دل و هوا در جان * كرده بر خاك آب ديده روان
حافظ
سحرم هاتف ميخانه به دولت خواهى * گفت باز آى كه ديرينه‌ى اين درگاهى