غذاى خوبى در اختيار دارد . خرگوش گفت : من يك سيلى به او زدم . سوسمار گفت : هركه شروع كرده ستمگر است . خرگوش گفت : او هم سيلى به من زد . سوسمار گفت : او از خود دفاع كردهاست . خرگوش گفت : بين ما داورى كن ، سوسمار گفت : همهى جوابهاى من داورى بود . همه اين موارد در عرب ضرب المثل شدهاست .
حركت فلك
شيخ ابوطالب مكى در كتاب قوت القلوب آوردهاست كه : افلاك بر اثر نفوس بنىآدم حركت مىكنند وى اين مطلب را از محىالدين عربى نقل كردهاست .
گويند
هر كس كه بدور فلك حادثه زاى * يك دم به مراد دل نشست از سر و پاى
رقاص اجل ز بهر نظارگيان * دستش بگرفت و گفت بالا بنماى
مولوى
اين قضا را گونهگون تصريفهاست * چشم بندش يفعل اللَّه مايشاست
گر شود ذرات عالم پيچ پيچ * با قضاى آسمان هيچند هيچ
چون قضا بيرون كند از چرخ سر * عاقلان گردند جمله كور و كر
قبهاى برخاستى گر از حباب * آخر اين خيمه است بس واهى طناب
اين جهان و اهل آن بىحاصلاند * هر دو اندر بىوفايى يك دلاند
زاده دنيا چو دنيا بىوفاست * گر چه رو آرد به تو آن رو قفاست
نفس بد عهد است زان رو كشتنى است * او دنى و قبله گاه او دنى است
نفسها را لايق است اين انجمن * مرده را در خور بود گور و كفن
نفس اگر چه زيركست و خورده دان * قبلهاش دنياست او را مرده دان
اين هنرهاى دقيق و قال و قيل * قوم فرعونند اجل چون آب نيل
سحرهاى ساحران آن جمله را * مرگ چوبى دان كه آنشد اژدها
جادوييها را همه يك لقمه كرد * يك جهان پر شب بدان را روز كرد
نور از آن خوردن نشد افزون و بيش * بل همان نور است كان بودهاست پيش
هست افزونى آن را بىدليل * كو بود حادث به علتها عليل
چون ز ايجاد جهان افزون نشد * آنچه اول او نبود اكنون نشد