دوست پدر
در كتاب روضه از امام صادق عليه السلام نقل شدهاست كه : خدا نگهدار كسى است كه دوست پدرش را نگه دارد .
دعا
نيز امام فرمودهاست : وقتى دعا كردى خيال كن كه حاجت تو دم در است .
* نيز فرمودهاست : اگر نيازى داشتى نزد خدا نام آن را بر زبان آور ، چرا كه خدا دوست دارد حاجتها نزد او بيان شود .
سلطنت و انقراض عباسيان
در كتابى تاريخى ديدم : امام على عليه السلام در بارهى انقراض دولت بنىعباسى فرمودهاست :
عباسىها بىزحمت سلطنت مىيابند و اگر ترك و ديلم و هند ، اجتماع كنند كه سلطنت آنان را منقرض كنند ، نتوانند . تا اينكه سلطانى ترك زبان كه صدايى تند دارد ، از جايى كه عباسيان سلطنت يافتند ، خواهد آمد . و به شهرى نرسد مگر اينكه آن را فتح كند ، و پرچمى بلند نشود مگر آنكه آن را فرو نشاند . واى واى واى بر كسىكه با او درآويزد . همواره چنين پيش رود تا پيروز شود ، سپس به حق پيروزى خود را به فرزندى از فرزندان من دهد و او حق مىگويد و به حق عمل مىكند .
نويسنده آن تاريخ مىگويد : اين شخص هولاكوخان بودهاست كه از ناحيه خراسان ظهور مىكند و در همانجا حكومت بنىعباس آغاز شد . و نخستين كسىكه با آنان بيعت كرد ، ابومسلم در خراسان بود . و حكايت كشته شدن مستعصم بهدست هولاكوخان مشهور است .
مراد از فرزند من ، مهدى منتظر درود خدا برو باد ، است .
در بهيجة الحدائق آمدهاست : در واقعه هولاكوخان ، شهرهاى كوفه و حله و مشهد از قتل در امان ماندند . چون وقتى هولاكوخان وارد بغداد شد ، شيخ يوسف حلى پدر علامه حلى ، سيد بن طاوس و فقيه ابنالعز ، نامهاى به هولاكوخان نوشتند و قبلًا از او امان خواسته بودند . هولاكوخان آنها را طلبيد و البته فقط پدرم ( شيخ يوسف حلى ) نزد او رفت و بقيه نرفتند . هولاكوخان پرسيد : چگونه قبل از فتح بغداد به ملاقات ما آمدى ؟ پدرم گفت : چون اميرالمؤمنين على عليه السلام از پيروزى تو خبر داده و آن خبر را براى او نقل كرد .