تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
مىباشند ، فيلسوف ناميد .

مبدأ فياض

مؤلف مفاحص مىنويسد : عده‌اى از مبدأ فياض متعالى به وحدت تعبير كرده‌اند كه اين تعبير از وجود شامل‌تر است . نيز برخى عارفان از آن به نقطه و ابن‌عربى به عشق تعبير آورده‌اند . مردم نيز هر كدام اصطلاحى وضع كرده‌اند . اين بيان همان شعر است كه مىگويد : عبارتهاى ما مختلف و جمال تو يكى است و همه چيز به آن جمال اشاره دارد .
عبارتنا شتىّ و حسنك واحد * و كل الى ذلك الجمال يشير
گويند
هزاران چاره ضايع گشت و يك دردم نشد ساكن * كنون درد دگر از پهلوى هر چاره‌اى دارم
گويند
تا از ره و رسم عقل بيرون نشوى * يك ذره از آنچه هستى افزون نشوى يك لمعه ز روى ليليت بنمايم * عاقل باشم اگر تو مجنون نشوى
گويند
جواب نامه كز جانان رسيد اين بود عنوانش * كه من بر هر سنگى چنين اراده‌اى دارم

طلاق

ظريفى گويد : رخسار فلانى چون پيرزنى است كه به خانه رود و شوهرش قصد طلاقش دارد .

تنبلى

ظريفى نيز گويد : وقتى تنبل بداند تنبل است ، تنبل نيست .

جمجمه‌ى بزرگ

زمخشرى در ربيع الابرار آورده‌است : جمجمه‌ى بزرگى پيدا شد كه دندانهايش كنارش ريخته بود ، وزن هر دندان چهار رطل بود .

ريسنده ، نماز باطل

بافنده‌اى از اعمش پرسيد : در باره‌ى نماز پشت سر ريسنده چه مىگويى ؟ اعمش پاسخ داد : بدون وضو اشكال ندارد . پرسيد : در باره‌ى گواهى وى چه مىگويى ؟ اعمش گفت :
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 509 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى