تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
چنانچه آتش بر ابراهيم سرد و سلام شد . البته چنين تفسيرى مبنى بر اين است كه عذابها به آخر رسيده‌باشد . در روايتى نيز آمده‌است كه در قعر جهنم سبزى تره تيزه مىرويد . از اين عبارت بدست مىآيد كه نبايد در جهنم آتش باشد . از سوى ديگر نصى نداريم كه جهنميان در عذاب جاويد باشند . بلكه نصوصى داريم كه دلالت مىكند دوزخيان جاودان در دوزخ هستند . از اين عبارت هم بدست مىآيد نبايد جاودان در عذاب باشند .

عبادت نشسته و معصيت ايستاده

ابومحمد بن يحيى ، معلم و مربى مأمون بود ، روزى مأمون در مكتب بود و استاد مىخواست به‌خاطر بيمارى نشسته نماز بخواند . از مأمون خطايى سر زد و معلم برخاست تا او را تنبيه كند . مأمون گفت : اى استاد ! نشسته عبادت مىكنى و ايستاده معصيت .

نظر منجمان

ميبدى در شرح ديوان آورده‌است : بعيد نيست كه خطا در نظر منجمان به خاطر تغيير صورت برجها با حركات ايضايى باشد . مؤيد اين مطلب اين است كه منجمان هند نظريات را به خود صورت مرتبط مىكنند .

وحدت در كثرت

عارفى از يكى انديشمندان جديد پرسيد : ظهور وحدت در مظاهر كثرت چگونه است ؟ گفت : تصريف تغيير يك اصل به شكلهاى مختلف است كه از هر شكل معنايى خاص حاصل مىشود و آن معانى جز به آن تغيير شكل حاصل نمىشود .

جهان واحد

شيخ سهروردى در تلويحات مىنويسد : فيلسوفان ، عالم را يك چيز فرض كرده و جسم آن را جسم كل ناميده‌اند . اين جسم كل ، نفس ناطقه دارد كه مجموعه‌ى نفوس است و عقل واحد دارد كه مجموعه عقول است . مجموع نفوس را نفس كل و مجموع عقول را عقل كل ناميده‌اند . اكثر حكيمان عالم را همان آسمان مىنامند نه زمين و زمينيان .

فيلسوف واقعى

شيخ كشته شده ، در تلويحات مىنويسد : انسانى حكيم نشده مگر اينكه ملكه‌ى خلع بدن براى او حاصل شود . پس نبايد آنها كه شبه فيلسوف هستند و دنبال گناهان و ماديات
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 508 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى