كلماتى كه گشت از آن حاصل * زان عيان شد مركب كامل
پس در اين جمله لفظها مىپيچ * غير از اسم إله نبود هيچ
همچنين معنيش كه اصل اصول * اوست در اصطلاح اهل وصول
در همه بطنهاى امكانى * چه مجرد چه جسم و جسمانى
سريان دارد و ظهور اما * سريان برون زگردش ما
ز اختلاف تنوعات و شئون * مىنمايد جمال گوناگون
مىكند در همه مراتب سير * مختفى در حجاب صورت غير
بلكه محو است صورت اغيار * ليس فى الدار غيره ديار
علية خواهر هارون
علية ، دختر مهدى و خواهر هارون زنى زيبا و شاعر و موسيقيدان و خنياگر بود . با اين وصف عفيف و ديندار نيز بود و تنها ايام حيض كه نماز نمىخواند ، ترانه مىخواند و بادهگسارى مىكرد و چون پاك مىشد قرآن و نماز مىخواند .
وى مىگفت : هرچه خدا حرام كردهاست در برابر آن حلال قرار داده تا بتوان جبران حرام نمود . لذا گنهكار نمىتواند به چيزى بهانه آورد ، او عاشق غلام رشيد به نام طل شد .
محمد بن اسماعيل بن موسى الهادى مىگويد : نزد معتصم بودم و مخارق و علية و عقيد هم حضور داشتند ، عقيد دو بيت را به آواز خواند ، معتصم به وجد آمد و گفت : اين شعر و سخن از كيست ؟ حاضران چيزى نگفتند ، من گفتم : هر دو از علية است . معتصم ناراحت شد و رو از من برگرداند . فهميدم كه اشتباه كردم اسم او را بردم . معتصم فهميد كه من اشتباه كردم گفت : بهرهى ما و تو از علية يكى است .
جامى
صلاى باده زد پير خرابات * بيا ساقى كه فى التاخير آفات
سلوك راه عشق از خود رهايى است * نه قطع منزل و طى مقامات
جهان مرآت حسن شاهد ماست * فشاهد وجهه فى كل مرآت
مزن بيهوده لاف عشق جامى * فان العاشقين لهم علامات
حافظ
خواهم اندر عقبش رفت بياران عزيز * شخصم ار باز نيايد خبرم باز آيد
*