تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
كلماتى كه گشت از آن حاصل * زان عيان شد مركب كامل پس در اين جمله لفظها مىپيچ * غير از اسم إله نبود هيچ همچنين معنيش كه اصل اصول * اوست در اصطلاح اهل وصول در همه بطن‌هاى امكانى * چه مجرد چه جسم و جسمانى
سريان دارد و ظهور اما * سريان برون زگردش ما ز اختلاف تنوعات و شئون * مىنمايد جمال گوناگون مىكند در همه مراتب سير * مختفى در حجاب صورت غير بلكه محو است صورت اغيار * ليس فى الدار غيره ديار

علية خواهر هارون

علية ، دختر مهدى و خواهر هارون زنى زيبا و شاعر و موسيقيدان و خنياگر بود . با اين وصف عفيف و ديندار نيز بود و تنها ايام حيض كه نماز نمىخواند ، ترانه مىخواند و باده‌گسارى مىكرد و چون پاك مىشد قرآن و نماز مىخواند . وى مىگفت : هرچه خدا حرام كرده‌است در برابر آن حلال قرار داده تا بتوان جبران حرام نمود . لذا گنهكار نمىتواند به چيزى بهانه آورد ، او عاشق غلام رشيد به نام طل شد . محمد بن اسماعيل بن موسى الهادى مىگويد : نزد معتصم بودم و مخارق و علية و عقيد هم حضور داشتند ، عقيد دو بيت را به آواز خواند ، معتصم به وجد آمد و گفت : اين شعر و سخن از كيست ؟ حاضران چيزى نگفتند ، من گفتم : هر دو از علية است . معتصم ناراحت شد و رو از من برگرداند . فهميدم كه اشتباه كردم اسم او را بردم . معتصم فهميد كه من اشتباه كردم گفت : بهره‌ى ما و تو از علية يكى است . جامى
صلاى باده زد پير خرابات * بيا ساقى كه فى التاخير آفات سلوك راه عشق از خود رهايى است * نه قطع منزل و طى مقامات جهان مرآت حسن شاهد ماست * فشاهد وجهه فى كل مرآت مزن بيهوده لاف عشق جامى * فان العاشقين لهم علامات
حافظ
خواهم اندر عقبش رفت بياران عزيز * شخصم ار باز نيايد خبرم باز آيد
*