اما تستحيى يا رب انت خلقتنى * اناجيك عرياناً و انت كريم .
سال بعد به حج رفتم و همان عرب را ديدم كه لباسهاى فاخر بر تن دارد و با خدمتكاران به مكه آمدهاست ، به او گفتم : تو همان عرب نيستى كه سال گذشته اين بيت را مىخواندى ؟
گفت : آرى با كريمى خدعه كردم و او خدعه مرا پذيرفت .
پيروزى در مسابقه
به ابوحرث گفته شد آيا تا به حال اتفاق افتاده با اين اسب لاغر و ناتوان در مسابقه شركت كنى ! و پيروز شوى ؟ گفت : آرى : همراه قافله بودم ، كاروان وارد كوچهاى تنگ و بن بست شد ، من در آخر قافله بودم ولى گاه بازگشت در آغاز قافله قرار داشتم .
تعبير خواب
از كتاب تعبير خواب كلينى آمدهاست : شخصى نزد امام صادق عليه السلام آمد و گفت : داخل باغ خود شدم ديدم درخت انگور خربزه دادهاست . امام فرمود : از زن خود نگهدارى كن تا از كسى آبستن نشود . ديگرى نزد امام آمد و گفت : در سفر ديدم دو قوچ با شاخ به فرج زن من مىزنند ، من تصميم گرفتم زنم را طلاق گويم . امام فرمود : همسرت را نگهدار ، او وقتى شنيده كه تو مىآيى با قيچى موهاى زهار خود را پاكيزه كردهاست .
رحمت خدا
در ربيع الابرار آمدهاست : ابليس گفت : خدايا بندگانت تو را دوست دارند و نافرمانى مىكنند . و از من خشم دارند و اطاعتم مىكنند ، جواب آمد : چون كينه تو بر دل دارند هر گناهى مرتكب شوند ، از آنها چشم مىپوشم و چون مرا دوست دارند ، ايمان آنها را مىپذيرم هر چند اطاعتم نمىكنند .
خانه كوچك
يحيى بن خالد در اتاق كوچك و تنگ زندگى مىكرد ، علت آن را از وى جويا شدند . گفت :
خانه كوچك عقل را جمعتر و انديشه را قانونمندتر مىكند .
ابوالفرح اصفهانى
ابوالفرح اصفهانى صاحب كتاب اغانى ، روزى به دارالاماره امير رفت و تحفهاى براى امير برد . دربانان مانع شدند وى دو بيت شعر را براى امير فرستاد : با تحفهاى به دربار شما آمدم ، دربانان مرا محروم كردند ، شما كه در گرفتن تحفه چنين هستيد ، در بخشش هديه چون باشيد .