تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
گويم
عيد و هركس را ز يار خويش چشم عيدى است * چشم ما پر اشك حسرت دل پر از نوميدى است
امير خسرو دهلوى
به غبار گرد روى تو خطى نوشته ديدم * كه بحسن از آنچه بودى شده‌اى هزار چندان

ترازوى بازارى

ظريفى گفته وقتى عمل شخصى بازارى را محاسبه كنند ، لابد مىگويد : عمل را در كفه ديگر قرار دهيد كه اين كفه‌ى ميزان به پايين ميل دارد .

رضايت

در محاضرات آمده‌است كه مأمون عباسى ناشناخته بر كناسى گذشت كه مىگفت : مأمون از زمانى كه برادرش را كشت از چشم من افتاد ، مأمون كيسه‌اى زر براى او فرستاد و گفت : اگر بخواهى از من خشنود شوى با گرفتن اين كيسه زر خشنود شو .

نماز بازارى

به حسن بصرى گفتند : چرا نماز نمىخوانى ، بازاريان نماز مىخوانند . حسن گفت : اينان اگر بازارشان رونق داشت نماز را به تأخير مىاندازند و اگر كساد بود ، به نماز مىشتابند .

وقوع در هلاكت

آمده‌است : از راه خطرناك نرو كه منجر به هلاكت تو مىشود خدا در قرآن مىفرمايد : با دست خود ، خود را به هلاكت نيفكنيد .
لا تسلك الطرق اذا خطرت * لانها تفضى الى المهلكة قد انزل اللَّه تعالى و لا * تلقوا بايديكم الى التهلكة

جوجه كبوتر و مرغ

از مثلهاى عربى در باره‌ى حيوانات آمده‌است : مرغى خانگى ، كبوترى را سرزنش كرد كه نسل وى زياد است و جوجه بسيار دارد ، ولى كبوتر در سال بر بيش از تخم دو جوجه نمىنشيند . كبوتر گفت : تو زحمتى براى جوجه‌هايت نمىكشى ، و از راه دور آذوقه نمىآورى ، وقتى بچه‌هايت از تخم خارج شدند ، دانه‌ى آنها حاضر است . من مجبورم از راه دور دانه جمع كنم و بياورم ، اگر تو مانند من بودى يك بچه هم نداشتى چه برسد به دو تا .
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 493 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى