گويم
عيد و هركس را ز يار خويش چشم عيدى است * چشم ما پر اشك حسرت دل پر از نوميدى است
امير خسرو دهلوى
به غبار گرد روى تو خطى نوشته ديدم * كه بحسن از آنچه بودى شدهاى هزار چندان
ترازوى بازارى
ظريفى گفته وقتى عمل شخصى بازارى را محاسبه كنند ، لابد مىگويد : عمل را در كفه ديگر قرار دهيد كه اين كفهى ميزان به پايين ميل دارد .
رضايت
در محاضرات آمدهاست كه مأمون عباسى ناشناخته بر كناسى گذشت كه مىگفت :
مأمون از زمانى كه برادرش را كشت از چشم من افتاد ، مأمون كيسهاى زر براى او فرستاد و گفت : اگر بخواهى از من خشنود شوى با گرفتن اين كيسه زر خشنود شو .
نماز بازارى
به حسن بصرى گفتند : چرا نماز نمىخوانى ، بازاريان نماز مىخوانند . حسن گفت : اينان اگر بازارشان رونق داشت نماز را به تأخير مىاندازند و اگر كساد بود ، به نماز مىشتابند .
وقوع در هلاكت
آمدهاست : از راه خطرناك نرو كه منجر به هلاكت تو مىشود خدا در قرآن مىفرمايد : با دست خود ، خود را به هلاكت نيفكنيد .
لا تسلك الطرق اذا خطرت * لانها تفضى الى المهلكة
قد انزل اللَّه تعالى و لا * تلقوا بايديكم الى التهلكة
جوجه كبوتر و مرغ
از مثلهاى عربى در بارهى حيوانات آمدهاست : مرغى خانگى ، كبوترى را سرزنش كرد كه نسل وى زياد است و جوجه بسيار دارد ، ولى كبوتر در سال بر بيش از تخم دو جوجه نمىنشيند . كبوتر گفت : تو زحمتى براى جوجههايت نمىكشى ، و از راه دور آذوقه نمىآورى ، وقتى بچههايت از تخم خارج شدند ، دانهى آنها حاضر است . من مجبورم از راه دور دانه جمع كنم و بياورم ، اگر تو مانند من بودى يك بچه هم نداشتى چه برسد به دو تا .