تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
جايزه داد .

مروان حمار

عرب آغاز هر صد سال را حمار مىخواند ، چون خلافت مروان آخرين خليفه‌ى اموى به صد سال دوم رسيد او را مروان حمار ناميدند .

سال خر

عربى خرى پير خريد و گفت : به گمانم پيش از سال خر به دنيا آمده‌باشد ( يعنى حدود صد سال دارد . )

نفس ، دنيا ، برزخ

شيخ سهروردى براى بيان مغايرت نفس و بدن گويد : همان‌طوركه نفس به بدن عنصرى محسوس در عالم حس متعلق است ، به بدنهاى برزخى و هيكل‌هاى مثالى هم تعلق دارد . بطورى كه در خواب ديده مىشود . به‌همين جهت ما خود را در عالم خواب در شهرهاى كوچك و بزرگ ، غير شهر خود مىبينيم ، نيز يقين داريم كه مشاهدات ما با اين بدن عنصرى نيست ، پس نفس با اين دو بدن مغاير بوده و نسبت نفس با هر كدام مساوى است . وى در كتاب هياكل گويد : چگونه مىتوان مهيه‌ى قدسى را جسم ناميد در حالى كه چون روحاً شاد شود ، به اندازه‌اى از خود بى خود شود كه عالم جسمانيات را وا نهد و به جهان بىپايان درآيد . ارباب شهود اين حقيقت را دريافته‌اند . دليل ديگر سهروردى اين است كه بدن عنصرى هميشه در حال تحليل و زوال است و نفس زوال ندارد .

قرابت پيامبر صلى الله عليه و آله

در جلاءالارواح آمده‌است كه هارون الرشيد از امام كاظم عليه السلام پرسيد : چگونه گمان مىكنيد كه شما به رسول خدا نزديك‌تر هستيد . امام فرمود : اگر پيامبر زنده شود و دختر تو را به همسرى بخواهد ، دختر خودت را به او مىدهى ؟ هارون گفت : من افتخار مىكنم به تمام عرب و عجم به اين كار . امام فرمود : ولى او دختر مرا نمىخواهد و من دختر به او نمىدهم . باز آمده‌است : امام فرمود : آيا رسول خدا مىتواند بر حريم تو كه زنانت حجاب ندارند ، وارد شود ؟ رشيد گفت : خير . امام فرمود : وى در حريم من مىتواند وارد شود . رشيد گفت : راست گفتى .