تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
را خدمت كنند و خدا به تو عقلى ندهد كه بهره مندان را خدمت نمايى .

پارسايى

بايزيد بسطامى گويد : زاهد آن نيست كه مالك چيزى نشود ، زاهد آنست كه چيزى مالك او نشود .

مجادله

در حديث آمده‌است هر جايى خار و خاشاكى دارد و خار و خاشاك مسجد ، مجادله است .

زندانى

ابن سماك واعظ گويد : اى آدميزاده تو همواره در زندانى ؛ وقتى پشت پدر بودى زندانى بودى ؛ به رحم مادر آمدى ، زندانى بودى ؛ به گهواره آمدى ، زندانى بودى ؛ به مكتب رفتى ، زندانى بودى ؛ بزرگ شدى زندانى خانواده بودى ؛ در قبر زندانى هستى ؛ جورى عمل كن كه پس از مرگ زندانى نباشى .

عاقل با عاقل

ارسطو طاليس مىگويد : عاقل با عاقل موافقت مىكند ولى جاهل نه با عاقل و نه با جاهل موافقتى ندارد . چنانچه يك خط مستقيم بر خط مستقيم ديگرى منطبق مىشود ولى خط منحنى نه بر مستقيم منطبق مىشود و نه بر منحنى .

پارسايى

فضيل عياض گوسفندى داشت . اين گوسفند از ملك يكى از اميران حكومت مقدار كمى علف خورد ، فضيل از آن پس از شير آن نخورد .

تهديد به فيل

سلطان محمود به خليفه قادربالله پيام داد كه بغداد را ويران مىكند و خاك آن را با فيل به غزنين مىبرد ، خليفه هم نامه‌اى نوشت و فقط در آن آورد ؛
الم
، سلطان از آن چيزى نيافت ، مشاورانش همه‌ى سوره‌هاى قرآن كه با
الم
شروع مىشود بررسى كردند ولى چيزى مطابق پرسش نيافتند . جوانى كه قابل اعتنا نبود اجازه خواست رمز نامه را بشكافد ، سلطان اجازه داد . جوان گفت : تو او را به فيل تهديد كردى و او در پاسخ تو نوشته‌است
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ
« 1 » ، سلطان حرف او را پسنديد و مقرب خود نمود و
هامش
( 1 ) - فيل ، 1 .