تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
جن توان آن را دارد كه به اشكال مختلف درآيد ، از صورتى خلع شود و به صورت ديگر بيايد ، كارى كه از بشر ناممكن است . خوراك جن هوا با بوى طعام است . پيامبر مردم را از استنجا با استخوان منع كرد و فرمود : خوراك برادران جنى شما است . محى الدين عربى در فتوحات نوشته‌است : يكى از مكاشفات چنين ما را متوجه كرد كه جن هنگام بوئيدن استخوان مشاهده و پس از آن مخفى شده‌است . در همين كتاب از حكمة الاشراق شيخ مقتول آورديم كه ايشان بسيار اوقات جن را ديده‌اند . اهلى
رقيب گفت بدين در چه مىكنى شب و روز * چه مىكنم دل گم گشته باز مىجويم
حافظ
دلم از صومعه و صحبت شيخ است ملول * يار ترسا بچه و خانه خمّار كجاست

نور خورشيد

اشراق و پرتو نور خورشيد است كه موجب مىشود چيزهاى بسيارى در قوه‌ى بينايى ظاهر شوند . اگر خورشيد نبود هيچ قوه‌اى در چشم نبود و اشياء هيچ‌كدام از يكديگر امتيازى نمىيافتند . نور خورشيد متكثر نمىشود با اينكه بر متكثرات مىتابد و مختلف نمىشود با اينكه بر مختلفات مىتابد . وقتى خورشيد بر قطعه‌اى شيشه‌ى رنگارنگ بتابد ، از هر قسمتى از شيشه ، بخشى از نور خورشيد ظاهر مىشود . با اينكه نور خورشيد بيش از يك رنگ نيست ، و نيز اگر بر سفال و ياقوت بتابد ، تابش بر سفال موجب كاهش نور او و تابش بر ياقوت موجب افزايش نور او نمىشود . عارفى گويد :
اگر تو نباشى او باشد و بس * تبارك و تعالى و تقدس
نيز به اندازه نيستى تو هستى حق آشكار شود . نمىبينى در ركوع گويى سبحان ربى العظيم و بحمده و در سجود گويى سبحان ربى الاعلى و بحمده . شاعرى گفته است :
از هستى خويش تا تو غافل نشوى * هرگز بمراد خويش و اصل نشوى از بحر ظهور تا بساحل نشوى * در مذهب اهل عشق كامل نشوى
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 485 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى