تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢

بوقلمون

در ربيع الابرار در باب بيست و چهار آمده‌است : به رنگارنگ ، بوقلمون گويند و بوقلمون نام پارچه‌اى ابريشمى است كه در روم و مصر بافته مىشود و به رنگهاى مختلف در مىآيد .

پاسخ دروغ

مردى به ديگرى گفت : زنازاده . مخاطبش او را پاسخ داد : عفيف زاده و افزود دروغ بگو تا دروغ بگويم . گويند شاعرى عجم گويد :
دى در حق ما يكى بدى گفت * دل را ز غمش نمىخراشيم ما نيز نكوئيش بگوئيم * تا هر دو دروغ گفته‌باشيم
*
نظام بىنظام ار كافرم خواند * چراغ كذب را نبود فروغى مسلمان خوانمش زيرا كه نبود * مكافات دروغى جز دروغى

پاسخ ناسزا

هشام بن عبدالملك به قيصر روم نوشت از هشام امير مؤمنان به پادشاه سركش روم ! قيصر در جواب او نوشت : گمان نمىكردم كه برخى سلاطين ، بعض ديگر را تكذيب كنند ، و الا من هم در جواب تو مىنوشتم : از پادشاه روم به پادشاه مذموم هشام كج چشم شوم . * راغب در محاضرات گويد : مردى يهودى در اصفهان هرگاه سربازى در خانه‌اش مىآمد از داخل خانه فرياد مىزد و مىگفت : اى برادر قحبه . سپس مىگفت : وقتى صداى تو را شنيدم دانستم تو همانى .

تصميم راسخ

يكى از خلفاء از خردسالى خاك مىخورد ، روزى از طبيب پرسيد : علاج اين بيمارى چيست ؟ گفت : تصميمى مردانه از تصميمات مردان ، خليفه تصديقش كرد و ديگر خاك نخورد .

اخلاط

به جالينوس گفتند : در باره‌ى بلغم چه مىگويى ؟ گفت : راهى است كه اگر درى بر آن بسته