بوقلمون
در ربيع الابرار در باب بيست و چهار آمدهاست : به رنگارنگ ، بوقلمون گويند و بوقلمون نام پارچهاى ابريشمى است كه در روم و مصر بافته مىشود و به رنگهاى مختلف در مىآيد .
پاسخ دروغ
مردى به ديگرى گفت : زنازاده . مخاطبش او را پاسخ داد : عفيف زاده و افزود دروغ بگو تا دروغ بگويم .
گويند
شاعرى عجم گويد :
دى در حق ما يكى بدى گفت * دل را ز غمش نمىخراشيم
ما نيز نكوئيش بگوئيم * تا هر دو دروغ گفتهباشيم
*
نظام بىنظام ار كافرم خواند * چراغ كذب را نبود فروغى
مسلمان خوانمش زيرا كه نبود * مكافات دروغى جز دروغى
پاسخ ناسزا
هشام بن عبدالملك به قيصر روم نوشت از هشام امير مؤمنان به پادشاه سركش روم ! قيصر در جواب او نوشت : گمان نمىكردم كه برخى سلاطين ، بعض ديگر را تكذيب كنند ، و الا من هم در جواب تو مىنوشتم : از پادشاه روم به پادشاه مذموم هشام كج چشم شوم .
* راغب در محاضرات گويد : مردى يهودى در اصفهان هرگاه سربازى در خانهاش مىآمد از داخل خانه فرياد مىزد و مىگفت : اى برادر قحبه . سپس مىگفت : وقتى صداى تو را شنيدم دانستم تو همانى .
تصميم راسخ
يكى از خلفاء از خردسالى خاك مىخورد ، روزى از طبيب پرسيد : علاج اين بيمارى چيست ؟ گفت : تصميمى مردانه از تصميمات مردان ، خليفه تصديقش كرد و ديگر خاك نخورد .
اخلاط
به جالينوس گفتند : در بارهى بلغم چه مىگويى ؟ گفت : راهى است كه اگر درى بر آن بسته