تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
خواند . ثمامه گفت : بايد مكذِّب را نفرين كنى نه مكذَّب را ( كسانى كه تكذيب شده‌اند ) ، چه آنان پيامبران هستند . ياسر اطلاعى از ادب عربى نداشت برآشفت و گفت : مردم تو را كافر مىخواندند و من نمىپذيرفتم ، اكنون كه پيامبران را نكوهش مىكنى مىفهمم آنان راست گفتند و ترك او كرد . وقتى هارون از تقصير ثمامه گذشت او را پذيرفت و گفت : سخت‌ترين چيزها چيست ؟ ثمامه گفت : دانشمندى است كه تحت نظر جاهلى قرار گيرد .

صداها

برخى گفته‌اند : صداها سه چيزند ، صداى دوست ، صداى مژده رسان و صداى بند شلوار معشوق .

بلا ، خوشحالى

شترهاى زيادى در يك روز از عربى باديه نشين از بين رفت . وى خوشحال شد و گفت : به‌خاطر منت بزرگ خدا بر من ، مرگ من به شترانم اصابت كرد .

مهمان

اعمش به مهمان خود گفت : دوست دارى با بزغاله چاق و سركه خوب و نان تازه از تو پذيرايى كنم . گفت : آرى . اعمش نانى خشك و سركه براى او آورد ، مهمان گفت : بزغاله و نان تازه كجاست ؟ اعمش گفت : من نگفتم آنها را دارم . گفتم : تو اشتها دارى يا نه ؟

حاضر جوابى

صاحب بن عباد ، يكى از نديمانش را ديد كه چهره‌اش برافروخته شده‌است ؟ پرسيد : چگونه‌اى ؟ نديم پاسخ داد : تب دارم . صاحب گفت : قه ، نديم گفت : وه . صاحب او را تحسين كرد و خلعت داد .

سخن چين

مردى به فيلسوفى گفت : ديروز فلانى تو را نكوهش كرد . فيلسوف گفت : مرا در حضورم سخنى گفتى كه وى از گفتن آن در حضورم حيا مىكرد .

انجير ، خربزه ، بادنجان

وزيرى گويد : از جمله دلائل استقامت طبع انسان اين است كه سه چيز را دوست داشته‌باشد . انجير ، خربزه و بادنجان . هركه يكى از اين سه را دوست نداشته‌باشد ، ثلث انسانيت او كم شده‌است .
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 479 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى